تبليغاتX
خاکبر سران
زندگینامه نوستراداموس و پیش بینی هایش دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 19:47
نوسترآداموس كه نام واقعي‏اش ميشل دونوتردام (Michel de Notredame) است در خلال سالهاي ۱۵۰۳ تا ۱۵۶۶ ميلادي مي‏زيست. او جهان را به خوبي مي‏شناخت و رويدادهاي چهار قرن بعد از خود را با دقت پيش‏بيني نمود. تمامي پيشگويي‏هاي وي، در مورد حوادث تاريخي به حقيقت تبديل شده‏اند.

وي پيشگويي‏هايش را در ۱۰ فصل به رشتهء تحرير درآورد و براي هر فصل، نام قرن (Century) را برگزيد. هر فصل (يا قرن) از كتابش نيز به ۱۰۰ قطعه تقسيم گشته است، به استثناي فصل ۷ كه به علتي نامشخص در ۴۲ قطعه سروده است.

او قطعات تاريخي خود را در قالب رباعياتي شعرگونه به نظم كشيده و آنها را به زباني خاص و بسيار شيوا سروده است. نوشته‏هاي معمايي او، تركيبي از زبانهاي لاتين، يوناني، پرووانسي (Provencal)، فرانسوي، ايتاليايي و اسپانيايي است. گروهي عقيده دارند زبان اين نوشته‏ها به زبان فرانسوي قديم نوشته شده كه تركيبي از دو زبان يوناني و لاتين است.

نوسترآداموس به تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۵۰۳ در Provence از استانهای جنوبی فرانسه و در خانواده‎ای کاتولیک دیده بر جهان گشود. با توجه به پیشگویی های دقیق وی که باعث دردسر برایش شده بود، برخی از افراد متعصب این شایعه را دامن زده‎اند که اجداد وی یهودی می‎باشند، اما این ادعا به هیچ وجه درست نمی‏باشد زیرا جد پدری وی تاجر بود و با زنی مسیحی ازدواج نموده بود. پدر نوسترآداموس نیز با زنی کاتولیک، زندگی مشترک را آغاز کرده بود.

وی به سال ۱۵۲۲ و در سن ۱۹ سالگی به دانشکدهء «مونت پولیه» رفت تا در آنجا پزشکی بخواند. سه سال بعد، موفق شد دانشنامهء لیسانس خود را دریافت کند و به طبابت مشغول شود.

در آن سالها، بیماری طاعون در فرانسه و مخصوصن قسمت جنوبی این کشور را به طور فراگیر در معرض تهدید جدی قرار داده بود. نوسترآداموس بر خلاف دیگر پزشکان که از منطقهء طاعون زده می گریختند، خود شخصن در میان بیماران حاضر می گشت و به مداوای آنها می پرداخت. نسخه های شفابخش او در آن ایام، شهرت فراوانی را برایش به ارمغان آورد. او در همین زمینه کتابی را به سال ۱۵۵۲ منتشر ساخت.

بعد از این حادثه وی به مدت چهار سال میان شهرهای مختلف فرانسه و ایتالیا به مسافرت پرداخت و در همین سفرها بود که با کتابهای سحر، ستاره شناسی و طالع بینی آشنا گشت.

او در سال ۱۵۲۹ برای دریافت درجهء دکترا به دانشکدهء پزشکی بازگشت. پس از فراغت از تحصیل در شهر Agen فرانسه با دختری کاتولیک ازدواج نمود که ثمرهء این ازدواج، یک پسر و یک دختر بود. اما با شیوع مجدد طاعون، وی همسر و فرزندانش را از دست داد اما مشکلات وی با طرح اقامهء دعوی از طرف پدر و مادر همسرش دوچندان شد.

اما گرفتاری وی با احضارش از طرف دادگاه تفتیش عقاید به کلیسای کاتولیک شهر Toulouse بیشتر شد. در این احضاریه، نوسترآداموس به کفر متهم شده بود.

وی که می دانست محاکمه در نهایت به محکومیت او خواهد انجامید و اعدامش قطعی است از آنجا گریخت و در سال ۱۵۴۴ به شهر سالون فرانسه وارد شد. وی در این شهر ازدواج نمود و صاحب چند فرزند شد.

او در این شهر که آخرین توقفگاهش بود خانه ای را برگزید و آخرین طبقهء آن خانه را به گنجینهء کتابهای خود که شامل موضوعاتی دربارهء سحر، طالع بینی و روانکاوی بود، اختصاص داد.

یکی از مهمترین منابع وی، کتاب رازهای مصر یا De Mysteriis Agyptorum بود. در این اتاق بود که وی شروع به نگارش پیشگویی هایش کرد و آنها را به سال ۱۵۵۵ برای اولین بار به زیر چاپ برد. اندکی بعد آوازه اش همه جا را فرا گرفت و به گوش کاترین، همسر پادشاه فرانسه رسید. وی به دعوت کاترین دو هفته به پاریس رفت و مورد توجه خاص پادشاه و ملکه قرار گرفت.

نوسترآداموس به تاریخ دوم ژوئیهء ۱۵۶۶ در شهر سالون درگذشت و در حیاط کلیسایی در این شهر به خاک سپرده شد. در جربان انقلاب فرانسه، مزارش مورد نبش قبر واقع شد و استخوانهایش به کلیسای سنت لورن (St. Laurent) در شهر سالون منتقل گشت.

مقبره نوسترآداموس در Collégiale St-Laurent,Salon


پيشگويي‏های نوستراداموس:


پيشگويي‏هايي در مورد ژنرال فرانكو (ديكتاتور نظامي اسپانيا)

از بارزترين پيشگويي‏هاي نوسترآداموس دربارة قرن بيستم، حوادث مربوط به اسپانيا، خصوصن دوران نهضت مردمي اين كشور مي‏‎باشد و در اين ميان نقش ژنرال فرانكو به شكلي ملموس قابل رويت است. نوسترآداموس توجه خاصي به كشورهاي ايتاليا، فرانسه و اسپانيا داشت، چرا كاتوليكي بسيار متعصب بود.

« افسري از دورترين نقطة اسپانيان مي‏آيد.
او در آينده‎اي نزديك، به سمت مرزهاي اروپا خواهد رفت.
در يك چشم بر هم زدن، دامنهء ناآرامي‏ها به درياچهء لايپزيك كشيده مي‎شود.
انقلابيون به وسيلهء سپاه بزرگ او شكست خواهند خورد. »

« به زودي فرانكو از مجمع حكومتي در كاستيل (Castile) بيرون مي‏آيد.
نمايندهء برگزيده‏اي نخواهد پذيرفت و باعث تشتت و چندپارگي مي‏شود.
كساني كه با دي ريورا بودند، اين بار به فرانكو ملحق مي‎شوند.
آنها از ورود به عرصهء رنج و سختي خودداري خواهند كرد. »

این پیشگویی نیز بسیار جالب است، زیرا در آن به نام دو ژنرال اسپانیایی یعنی فرانکو و دی ریورا اشاره می کند.

مجمع حکومتی که نوسترآداموس به آن اشاره کرده است، عملن با حضور تعدادی از ژنرالهای اسپانیایی از جمله فرانکو منعقد گشت. هرچند که فرانکو در این مجمع، ریاست جلسات را برعهده نداشت اما شرائط در این جلسات به نحوی به وقوع پیوست که باعث شد فرانکو به حکمرانی برسد. محل برگزاری این مجمع در شهر برگوس (Burgos) واقع در منطقهء کاستیل بود. (اسپانیا هم در قدیم کاستیل خوانده می شد)

دی ریورا (پرایمو دی ریورا) ژنرال اسپانیایی می باشد که کودتای نظامی سال ۱۹۲۳ را رهبری کرد.

در آخرین سطر رباعی فوق نیز به بی طرفی اسپانیا در جنگ جهانی دوم اشاره شده است. این بی طرفی نیز بسیار جالب است، زیرا متحدین (آلمان و ایتالیا) در خلال جنگهای داخلی اسپانیا با ارائهء کمکهای مالی، انسانی و تسلیحاتی، همواره در کنار ژنرال فرانکو بودند و مقدمات به قدرت رسیدن او را فراهم کرده بودند؛ با این حال فرانکو در طول جنگ، بی طرفی اسپانیا را حفظ نمود.

            

ژنرال فرانكو (ديكتاتور نظامي اسپانيا)

______________________________________________________________________________

پیشگویی‏هایی در مورد جنگ جهانی دوم

« اهالی سیمبری (Cimbri) با همسایگان خویش پیمان مشترک می بندند.
آنها به اسپانیا خواهند آمد و باعث ویرانی خواهند شد.
مردم متحد نواحی گویان (Guyenne) و لیموزین (Limousin) گروههایی منسجم را به وجود می آورند.
آنها عرصه را بر دشمن تنگ می کنند. »

ساکنین سیمبری از قبائل ژرمن بودند که در دامنهء راست رشته کوههای آلپ زندگی می کردند و اجداد مردم آلمان می باشند.

منظور از همسایگان، کشورهای ایتالیا و آلمان می باشند که ورود این دو هم پیمان به اسپانیا و ویرانی آن، اشاره به جنگهای داخلی اسپانیا می باشد؛ زیرا در آن درگیری های خونین، آلمان و ایتالیا، کمکهای فراوانی را در اختیار ژنرال فرانکو (حاکم نظامی اسپانیا) قرار دادند.

مردم متحد نیز ساکنین سواحل نرماندی در شمال غربی فرانسه هستند که متفقین از آن نقطه وارد خاک فرانسه شدند. از طرفی آلمان نازی، نیروهای احتیاط خود را از منطقهء تولوز فراخواند تا برای نبرد با نیروهای متفقین به نرماندی اعزام شوند. اما دو گردان از نیروهای چریکی فرانسه در گویان و لیموزین بر ارتش آلمان نازی یورش بردند و حرکت آنها را به سمت سواحل نرماندی با تاخیر مواجه ساختند.

(گویان در جنوب غربی فرانسه و لیموزین در شمال گویان واقع است)

پیشگویی‏ها در مورد آدولف هیتلر


« در نزدیکی راین و کوههای نریکام (Noricum) ،
رهبری بزرگ زاده خواهد شد.
او در برابر روسیه و مجارستان از خود دفاع می‏کند.
سرنوشت او در پرده‏ای از ابهام باقی خواهد ماند. »

راین = از رودهای معروف اروپا که از آلمان نیز می گذرد.
نریکا = نام منطقه‏ای قدیمی در باواریا

هیتلر در مرز باواریا و اطریش به دنیا آمد، بنابراین پیشگویی بسیار دقیق می‏باشد.

پيشگويي در معرفي حزب نازي

« نوعي جديد از فلاسفه و صاحبان انديشه، ظهور خواهند كرد.
آنها مرگ، طلا و مقام را خوار مي‎شمارند.
به زودي در مرزهاي آلمان به دنيا خواهند آمد.
پيروانش از پشتيباني و مساعدت آنها برخوردار خواهند شد. »

نوسترآداموس در اين رباعي، به حزب نازي با تمام شاخه‏ها و مجموعه‏هايش اشاره كرده است. مفاهيم نازيسم در اطريش و به طور بارز در وين، تبلور و جلوه يافتند و در اين در زماني بود كه هيتلر در اين شهر زندگي و تحصيل مي‎كرد. اولين هسته‏هاي حزب ناسيونال سوسياليسم موسوم به نازي در وين و ايالت باواريا به وجود آمدند. نوسترآداموس به اين موضوع دقيقن اشاره كرده است، چرا كه اطريش از جنوب در مجاورت آلمان و ايالت باواريا قرار دارد.

خوار شمردن طلا و مقام نيز از جمله روش‏هايي بود كه حزب نازي براي پيشبرد افكار و اصول حاكم بر انديشهء خود به كار مي‏برده است.

اشارهء تقريبي به نام هيتلر

« حيواناتي درنده و هار از شدت گرسنگي رودها را پشت سر مي‎نهند.
هيستر (Hister) به زودي بر مناطق وسيعي دست خواهد يافت.
پيشواي بزرگ در حصاري آهنين كشيده خواهد شد.

در اين زمان شهروندان آلماني، هيچ قانوني را مراعات نمي‏كنند. »


نبرد استالین گراد

برخي مورخين اعتقاد دارند كه واژهء هيستر از نام لاتين رود دانوب يعني Ister مشتق شده است.
رباعي مذكور به اشغال نطامي فرانسه توسط آلمان نازي در سال ۱۹۴۲ اشاره دارد. اين نبرد سريع و بسيار سنگين را بايد عمليات عبور از رودخانه‏ها ناميد.

در پايان رباعي، نوسترآداموس از پيشوايي بزرگ سخن مي‏گويد كه به نظر مي‏رسد منظور همان مارشال پتن (Petain) فرانسوي باشد كه در سال ۱۹۴۰، مجلس نمايندگان فرانسه، ادارهء قواي سه گانه را براي مدتي نامعلوم به او سپرد، اما فشارهاي آلمان باعث شد كه در سال ۱۹۴۲ از قدرت كناره‏‎گيري كند.


استالین


گوشه‏اي از حوادث دوران هيتلر

« قبل از مرگ سيمرغ (Phoenix) ، بسياري جان خواهند باخت.
او پس از ۶۷۰ ماه، آرامگاه خود را خواهد يافت.
او در اين فاصله، سالهاي ۱۹۱۵، ۱۹۲۱ و ۱۹۳۹ را پشت سر مي‏گذارد.
در سال ۱۹۱۵ اسير بيماري مي‎شود.
در سال ۱۹۲۱ شمشير و آتش به همراه دارد.
در سال ۱۹۳۹ هدف باراني از آتش واقع خواهد شد. »

اين قسمت از پيشگويي نوسترآداموس مربوط به شش بيتي‏هايي مي‏باشد كه ضميمهء رباعيات اوست. مجموعهء اين شش پاره‏ها به ۵۸ عدد مي‏رسد كه به علتي نامشخص، جدا از رباعيات وي به نظم كشيده شده‏اند. اما مهمترين نكته شش بيتي فوق، اشارهء صريح به اعدادي خاص است.

سيمرغ، پرنده‏اي افسانه‏اي و ناشناخته به شكل كركس است كه نشان رسمي آلمان نازي بود. مصري‏ها بر اين عقيده هستند كه سيمرغ، قرنهاي بسياري زندگي مي‏كنند، آنگاه خود را به آتش مي‏كشد تا جزئي از شاخسار درختان گردند. سپس ماده‏اي سيال از خود خارج مي‏سازد و آن را در معرض اشعهء خورشيد قرار مي‏دهد. مدتي بعد، سيمرغ به مشتي خاكستر تبديل مي‏گردد. بعد از طي اين مراحل، سيمرغ دوباره به شكل جواني بسيار قدرتمند به حيات دنيوي باز مي‏گردد.

اين پرندهء خيالي بي‏شباهت به هيتلر نمي‏باشد، زيرا بر اساس اطلاعات موجود، هيتلر در آخرين لحظات و قبل از سقوط كامل برلين به دست نيروهاي ارتش سرخ، دست به خودكشي زد و اطرافيانش، جنازهء او را به آتش كشيدند.
هيتلر در آوريل ۱۸۸۹ به دنيا آمد و در آوريل ۱۹۴۵ درگذشت. بنابراين عمر وي به رقم ۶۷۰ ماه پيشگويي شده بسيار نزديك است.

هيتلر به سال ۱۹۱۵ هنگامي كه در خدمت ارتش بود، دو بار مجروح گشت.
به سال ۱۹۲۱ دورات قدرت و شكوه حزب نازي فرا رسيد، زيرا در اولين گردهمآيي بزرگ اين حزب، تعداد اعضاي اصلي آن، شش هزار نفر بود.
به سال ۱۹۳۹ اوج اقتدار نظامي، صنعتي و اقتصادي حزب نازي و آلمان بود. در اين سال، ارتش مقتدر آلمان، با حمله به لهستان، آتش جنگ دهشتناك دوم را برافروخت.

پيشواي بزرگ رايش

« شخص اول رايش سوم، بدتر از نرون خواهد بود.
او در ريختن خون انسانها، بسيار بي‏‎پرواست.
او كوره‏هاي آدم سوزي را دوباره احياء كرده و دوران طلايي را متوقف خواهد كرد.
پيشواي بزرگ، باعث رسوايي‎‏هاي فراوان خواهد شد. »

در اين رباعي، صريحن به هلوكاست و جربان سوزاندن انسانها در جريان جنگ جهاني دوم اشاره شده است. كوره‏هاي آدم سوزي، از جمله ابزارهاي كشتار دسته جمعي حزب نازي بود.

كوره‏هاي آدم سوزي

« نرون جديد، سه كورهء انسان سوزي در اختيار دارد.
او جوانان را زنده زنده در ميان آتش مي‏افكند.
بسيار سعادتمندند كساني كه از اين سرنوشت به دور مانده‏اند.
سه تن از اطرافيانش به ترور او دست خواهند زد. »

هيتلر و سران حزب نازي به اين نتيجه رسيدند كه براي رهايي از بعضي گروههاي مزاحم و مخالف، مي‏بايست به شيوهء كشتارهاي دسته‏جمعي روي آورند. بدين منظور، در كنفرانسي كه به تاريخ ۲۰ ژانويه ۱۹۴۲ به رياست «هيدبرگ» آلماني در حوهء شهر برلين برگزار گرديد، براي حل بسياري از مشكلات اروپا و آلمان، از جمله يهوديان، سوزاندن آنان در كوره‏هاي گاز پيشنهاد شد. [size=13]سه كورهء معروف آدم سوزي هيتلر عبارت بودند از : آشويتز (Auschwitx) ، داخو (Dachau) و بركنو (Birkenau)

در اواخر جنگ جهاني دوم، گروههاي متعددي در داخل آلمان، به مخالفت با حزب نازي و شخص هيتلر پرداختند؛ از جمله سه تن از اطرفيان بانفوذ هيتلر در اقدامي ناموفق، دست به ترور او زدند. اين سه تن عبارتند بود از : كارل كوردلر ، ژنرال بك (Beck) و سرهنگ فون اشتافن‏برگ (Von Staunffenberg)

به تاريخ ۲۰ ژوئيه ۱۹۴۴، سرهنگ فون اشتافن‏برگ (از افسران عاليرتبهء آلمان نازي)، بمبي را در مقر هيتلر و هنگام برگزاري يكي از جلسات افسران ارشد با هيتلر در راستنبورگ (Rastenburg) كار گذاشت. بمب منفجر شد، ولي چند لحظه پيش از انفجار، هيتلر براي پاسخگويي به تلفن از اتاق خارج شده بود و اين شد كه هيتلر آسيبي نديد.

سرهنگ فون اشتافن‏برگ

______________________________________________________________________________

پیشگویی در مورد جنگ سرد

« خدایان، جوانب امور را برای مردم روشن خواهند کرد.
گویا آنها در اندیشهء جنگی بزرگ هستند.
بیشترین زیان به شرق وارد خواهد شد. »

نوسترآداموس، ادامهء یک وضعیت آماده به جنگ را میان قدرتهای شرق و غرب پیشگویی کرده است که در نهایت به زیان شرق یعنی اتحاد جماهیر شوروی منجر شد و این کشور، به سال ۱۹۹۱ دچار فروپاشی شد.

پيشگويي‏‎هايي در مورد آسيا

« در تمامي مناطق آسيا، تبعيد و مصادرهء اموال ادامه دارد.
اين وضعيت در ميسيا (Mysia)، لوقيه (Lycia) و پامفيليا (Pamphylia) نيز حاكم است.
در آنجا، به اسم رهايي از يوغ اسارت، خون انسانها به زمين ريخته مي‎شود،
به ميدان‏داري پيشوايي مسلمان كه انباشته از مكر و خيانت است. »

ميسيا، لوقيه و پامفيليا امروزه شهرهايي در تركيه هستند. در مورد رباعيات فوق، تحليلي منطقي يافته نشده است.

جماعت هرمس

« اروپا، بسيار انتظار او را كشيد.
اما او هرگز به آنجا باز نخواهد گشت و به زودي در آسيا نمايان خواهد شد.
وي فردي است جدا شده از جماعت هرمس.
او به زودي بر تمام نيروهاي در آسيا چيره خواهد شد. »

هرمس از خدايان يونان باستان است كه نزد آنها با عناوين فرستادهء خدايان، الههء راهها و تجارت و خداي بلاغت، نيرنگ و راهزني خوانده مي‏شد. اما اين شخص كيست؟ چگونه بر كل آسيا چيره خواهد شد؟ اروپائيان منتظر چه كسي هستند؟ آيا منتظر مسيح هستند؟

پيشگويي‏هايي در مورد فلسطين و اسرائيل

« تازه واردين، مناطقي بدون حصار را بنا خواهند كرد.
آنها اماكني را كه سابقهء سكونت نداشته، به اشغال خويش درمي‏آورند.
آنها در نهايت لذت و شادي، كشتزارها، خانه‏ها، زمين‏ها و شهرها را خريداري كرده و تصرف مي‏كنند.
پس از آن، گرسنگي، طاعون و جنگي بسيار طولاني در آنجا حاكم خواهد شد. »

جنگ شش روزهء ژوئن ۱۹۶۷

« با قانوني جديد، سرزمين‎هاي تازه‏اي تصرف خواهند شد.
با هجوم سوريه، اردن و فلسطين،
نيروهاي اعراب رو به فنا خواهند رفت.
اين حملات، قبل از آغاز تابستان خواهد بود. »

اين رباعي اشاره به قانوني در خصوص امنيت اسرائيل دارد كه بر اساس آن، دولت اسرائيل اجازه يافت مقداري از سرزمين‎‏هاي اطراف را به منظور حفط كيان خود، متصرف شود.

در جنگ شش روزه‏اي كه به تاريخ ۵ ژوئن ۱۹۶۷ با حملهء اعراب به اسرائيل آغاز شد، نيروي هوايي مصر كاملن منهدم شد و كرانهء باختري رود اردن و بلندي‏هاي جولان، نوار غزه و صحراي سينا به تصرف ارتش اسرائيل درآمد.

در متن اصلي كتاب، به جاي نيروهاي اعراب، از واژهء امپراطوري بربرها استفاده شده است. آغاز تابستان نيز مقارن روز ۲۱ ژوئن هر سال اتفاق مي‏افتد كه اين امر، نشان دهندهء پيشگويي دقيق نوسترآداموس در اين زمينه مي‏باشد.

______________________________________________________________________________

پيشگويي‏هايي دربارهء ايران

« آشوب و جنگي كه بي وقفه در پارس ادامه دارد؛
بي پروايي بزرگ، مقام شاه را تنزل خواهد داد.
شخصيتي پيشگو كه در فرانسه است،
پايان سلطنت شاه را رقم خواهد زد. »

قدرت يابي روحانيون مذهبي

« از فرامين شاه، تمرد مي‎شود و او در حالت صعف و ناتواني است.
مشكلات او را در بر مي‏گيرد، اما او همچنان به ارتش نيرومندش مي‏بالد.
پدر از نيروهاي نظامي فرزندش سان مي‏بيند.
در اين ميان، رهبران مذهبي پارس، اقتدار گذشته را باز خواهند يافت. »

عبارت رهبران روحاني يا مذهبي پارس، در متن اصلي با واژهء Mage صبط گرديده است. اصل اين كلمه يوناني است و به معناي شخصي از طبقهء ويژهء رجال مذهبي كه در ايران باستان زندگي مي‏كردند، مي‏باشد.


جنگ عليه ايران

« اميري از ميان عرب؛ مريخ، خورشيد و زهره در برج اسد به هم مي‏رسند.
آئين كليسا از وراي درياها به ذلت و ضعف خواهد گرائيد.
حدود يك ميليون سرباز بربر، به طرف ايران هجوم مي‏آورند.
بيزانس و مصر مانند مارهاي سمي حمله مي‏كنند. »

تلاقي مريخ، خورشيد و زهره در برج اسد، آخرين بار در ۲۱ آگوست ۱۹۸۶ رخ داد كه نشان دهندهء زمان اوج جنگ ايران و عراق مي‏باشد. واژهء بربر نیز عمومن به اعراب اطلاق می شود.

_____________________________________________________________________________

پيشگويي‏هايي در مورد عراق و صدام

« تبهكاري نفرت انگيز و گمنامي بي‏نشان به زودي وارد عرصهء سياست مي‏شود.
با استبداد، سركشي و قتل در عراق حكم مي‏راند.
آنها همگي دوستان جمهوري سراسر فساد و تباهي هستند.
زمين از سيماي زشت و منفورش مي‏هراسد. »

پيشگويي در مورد ظهور حزب بعث

« جمعيتي انبوه كه تحت فرمان گروهي از صليبيان مي‏باشند،
به زودي در عراق (Mespotamia = بين‏النهرين) ظهور خواهند كرد.
به زودي دوستان كوچكتري كه در كنار رودخانه‏اي نزديك به آنها زندگي مي‏كنند،
قانون و نظام حاكم در ميانشان را به رفتاري خصمانه تبديل خواهند كرد. »

اشاره به گروهی از صلیبیان و ظهور آنها در عراق در واقع به بنیان گذار حزب منفور بعث یعنی میشل عفلق و صلاح الدین بیطار اشاره دارد که اندیشهء منحرف خود را ابتدا در سوریه و سپس در عراق پیاده کردند.

پیشگویی جنگ سال ۱۹۹۱ خلیج فارس

« پادشاه اروپا، مانند کرکس هجوم می آورد؛
به زودی سپاهی بزرگ از نژاد سرخ و سفید را رهبری خواهد کرد.
آنها به زودی رهسپار جنگ با پادشاه بابل (Babylon) خواهند شد. »

مرگ صدام

« صدام پس از جنگ به زودی خواهد مرد.
ویرانی بسیار دهشتناکی از راه خواهد رسید و انسان و حیوان را در بر خواهد گرفت.
ناگهان داعیهء خونخواهی پدیدار گشته و انتقام جایگزین می شود.
صد دست در هم گره می خورد، تشنگی و گرسنگی بیداد می کند و همزمان با آن،
ستارهء دنباله دار از پهنهء آسمان می گذرد. »

نوسترآداموس در اصل پیشگویی، به جای صدام از واژهء ناآشنای Mabus استفاده کرده است. اما هنگامی که حروف این کلمهء بی معنی را برعکس نمائیم، به واژهء Subam خواهیم رسید و با تغییر حرف b به d (در واقع برعکس کردن) به واژهء صدام خواهیم رسید.

این نوع نام گذاری، از جمله روشهای معماگونه و مرموز نوسترآداموس در بیان اسامی خاص می باشد. وی صلاح می دید محتوای بسیاری از نوشته هایش مخفی بماند تا در زمان خود و برای اهل همان مقطع تاریخی، روشن و آشکار گردد.

پیشگویی صریح در مورد اعدام صدام

« طاغوت ستمگر، در بندری اسلامی به مرگ محکوم می‏شود.
با این وصف، آزادی به زودی باز نخواهد گشت.
به دلیل کینه توزی ها و خون خواهی ها، جنگ و کشتار تازه ای آغاز خواهد شد.
جمهوری فرانسه، از کثرت نیروها، وحشت زده خواهد شد. »

واژهء اسلامی در کتاب اصلی نوسترآداموس ذکر نشده و به جای آن از کلمهء Sellin استفاده شده است که در زبان یونانی به معنای «هلال» می باشد. نوسترآداموس در اغلب نوشته های خود از اسلام و مسلمانان با این واژه یاد کرده است.

در مورد وحشت زده شدن فرانسه، شاید اشاره به جنگ سال ۲۰۰۳ باشد که منجر به سقوط رژیم صدام شد و فرانسه از شرکت در آن، خود را کنار کشید.



پیشگویی هایی در مورد آینده

پیشگویی ظهور دجال

« مسیح دجال بی درنگ سه تن را به نابودی خواهد کشاند.
جنگ او ۲۷ سال طول خواهد کشید.
هر کس را که علیه عقیدهء او بشورد، می کشد یا زندانی و تبعید می سازد.
پیکرهای خونین، آبها را رنگین می کنند و در زمین، بر اثر ضربات متعدد، حفره هایی ایجاد می‏شود. »

دجال یا مسیح دجال (AntiChrist)، کسی است که علیه مسیح (عقاید مسیح) قیام می‏کند. همان طور که در «انجیل یوحنا» و «انجیل متی» آمده است، دجال به فردی اطلاق می‏شود که به انکار حضرت مسیح می پردازد. این شخص، طبق پیشگویی، پس از سال ۱۹۹۹ ظهور خواهد کرد.
در اولین چاپهای کتاب نوسترآداموس، عبارت مسیح دجال، به صورت جانور درنده (Beast) و وحشی آمده است.
اما حفره های متعدد ایجاد شده و همچنین پیکرهای خونین، باید ناشی از پرتاب توپ، بمب و موشک ایجاد شده باشند. اما دجال کیست؟ هیچکس توضیح روشنی در این مورد ندارد ولی احتمالن باید به زودی منتظر ظهور یک فرد ستمگر باشیم.

« نیروی نظامی آمریکا، زمامدار لندن را یاری خواهد بخشید؛
آن هنگام که سرما، ناحیهء اسکاتلند را به سنگ خارا تبدیل می‏کند.
مسیحی دروغین نزد رهبر سرخ ها حاضر خواهد گشت.
او بسیار هراس انگیز است و به زودی همه را با مشکلات بسیار روبه‏رو خواهد ساخت. »

این پیشگویی نیز شگفت انگیز است. نوسترآداموس در این رباعی از نقش آمریکا در تحولات آینده جهان پرده بر می دارد. اما زمان نوسترآداموس، آمریکایی به شکل امروز وجود نداشت و بسیاری از مردم حتا با نام آن نیز آشنا نبودند. اولین شهرک در آمریکا به سال ۱۶۰۶ میلادی و به واسطهء اعطای امتیاز به یکی از شرکتهای تجاری انگلیس از طرف «جیمز اول»، پادشاه بریتانیا، در ایالت ویرجینا ساخته شد.
رهبر سرخ ها می تواند یک رهبر طرفدار حزب کمونیست شوروی باشد که با توجه به فروپاشی شوروی، باید منتظر روی کار آمدن مجدد کمونیستها به ریاست فردی باشیم که نوسترآداموس در نوشته هایش به وی نام مسیح دجال یا دجال داده است.
در این پیشگویی، تصویری از تحولات قرن ۲۱ ام پیش روی ما قرار می گیرد که عمدهء نقش آفرینان آن، حکومت سرخ ها (روسیه یا شوروی احیاء شده)، ایالات متحده آمریکا و انگلیس می باشند. این اتفاق، همزمان با موجی از سرما در اسکاتلند رخ خواهد داد.

در رباعی دیگر، نوسترآداموس، احتمالن از یک دجال دیگر سخن به میان می آورد؛ هرچند که شاید همان دجال قبلی باشد:

« دجال ناقص، بی درنگ به اوج قدرت می رسد.
او عامل بدبختی و سیه روزی اهالی لورین (Lorraine) خواهد شد.
سرخ ها در دورانی که منتظر رهبر جدید هستند، دچار ناتوانی می شوند.
بار دیگر، بربرها (Barbaris) ظهور می کنند؛ کسانی که ترس از آنها لازم است. »

لورین، نام ناحیه ای در شمال شرقی فرانسه است و در مجاورت آلمان است. منظور از سرخ ها، همان کمونیستهای روسیه می باشند. واژهء بربرها در نوشته های نوسترآداموس، به مسلمانان و اعراب اطلاق می‏شود. البته منظور وی تمام مسلمانان نیست، بلکه احتمالن مسلمانانی است که در ناحیهء شمال آفریقا زندگی می کنند. اما رهبر جدید سرخ ها، می توانند رئیس جمهور جدید روسیه باشد یا فردی باشد که پس از احیاء مجدد شوروی، قرار است به قدرت برسد.

اشاره به مشکلات اقتصادی جهان در قرن ۲۱ ام

« آنچه جایگزین طلا و نقره می‏شود، قربانیان تورم هستند.
پس از سرقت رفاه و آسایش، این قربانیان در آتش انداخته می شوند.
در حالی که وضعیت در اثر بدیهی های ملی آشفته و نا به سامان است،
آسیاب اقتصاد، مغز و محتوا را از کاغذهای رایج (پول) و اوراق بهادار می ستاند. »

جالب ترین پیشگویی در این رباعی، اشاره به اسکناس و رواج آن است که در واقع جایگزین سکه های طلا و نقره شده است، در حالی در عصر نوسترآداموس، اسکناس وجود نداشت و رایج نبود. بخش دیگر پیشگویی، اشاره به تورم و کاهش ارزش پول کشورها هستیم.


« شرق و غرب،
هر دو بر اثر ورشکستگی،
به سقوط،
کشیده خواهند شد. »

« پادشاهان و زمامداران، نسخه هایی تقلبی را به بازا عرضه خواهند کرد.
طالع بینان، پیشگویی های غیرواقعی خواهند کرد.
به زودی، رفاه و آسایش قربانی شده و از پی آن، سختی و فشار حاکم خواهد شد.
به زودی، تفسیر واقعی پیشگویی ها صورت خواهد گرفت. »

به نظر می رسد منظور از نسخه هایی تقلبی، چاپ اسکناس های بدون پشتوانه باشد. منظور از پیشگویی های غیرواقعی نیز، برداشت نادرست کارشناسان اقتصادی از آینده می باشد.

« در آن هنگام بعد از کسوف دو فلز درخشان که میان آوریل و مارس،
اتفاق خواهد افتاد.
افسوس! چه ناکامی و چه شکستی!
اما دو چیز نیک سرشت از خشکی و دریا برای کمک خواهند آمد. »

دو فلز درخشان می توانند طلا و نقره باشند و منظور از کسوف نیز می تواند تورم یا ورشکستگی اقتصادی باشد. اما تفسیری در مورد دو چیز نیک سرشت وجود ندارد.


« اقتصاد بسیار نا به سامان است و تیره روزی دامنه داری حکمفرما خواهد شد.
این وضعیت، غرب و میلان را فرا خواهد گرفت.
آتش در کشتی زبانه می کشد و طاعون و اسارت، بیداد می‏کند.
تجارت و راهزنی در موناکو، آرامش را بر هم خواهد زد. »

با توجه به عصر زندگی نوسترآداموس، غرب و میلان به منزلهء اقتصاد اروپا شناخته می شوند. این رباعی به منزلهء بر هم خوردن آرامش اقتصادی و امنیتی اروپاست.

پیشگویی وضعیت سیاسی و امنیتی

« با دستی به صلح و با دست دیگر به جنگ می پردازند.
اگر این دو موضوع کاملن پیگری شوند، هیچگاه به این درجه از شدت نخواهند رسید.
مردان و زنان خواهند گریست و خون بی‏گناهان بر زمین نقش خواهد بست.
این وضع در سراسر فرانسه حاکم خواهد بود. »

این رباعی به وقوع جنگ و ناآرامی در اروپا و فرانسه اشاره دارد. از آنجا که فرانسه زادگاه نوسترآداموس می‏باشد، این کشور در نوشته‏هایی این شخص، از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

ادامهء جنگ و ناآرامی شدید در اروپا

« به پیمان صلح، پایبند نخواهند ماند.
برخی رهبران کشورها، برخی دیگر را به فریبکاری متهم خواهند کرد.
تبلیغات صلح در خشکی و دریا بالا خواهد گرفت.
سپاهیان برای رسیدن به مرزهای بارسلون تلاش خواهند کرد. »

استیلای ۷ کشور صنعتی بزرگ بر آسیا

« به زودی شاهد استقرار برج میزان در غرب خواهیم بود.
این سرزمین (غرب)، در آسمان و زمین حکمرانی خواهد داشت.
ولی مادام که هفت نیرو، همچنان قدرت را در آسیا در اختیار دارند،
نیروهای آسیایی به این زودی تار و مار نخواهند شد. »

منظور از استقرار برج میزان در غرب، تحقق عدالت و رفاه در غرب است. سپس به استیلای غرب اشاره شده است. همچنین به نظر می‏رسد منظور از هفت نیرو، همان ۷ کشور بزرگ صنعتی باشند که پس از وقوع حوادثی، اتحاد خود را در آینده از دست خواهند داد؛ ولی تا آن زمان، این ۷ کشور بزرگ، مانع از خسارت و جنگ خواهند شد. (ایالات متحده آمریکا، چین، روسیه، ژاپن، آلمان، فرانسه و بریتانیا)
برخی نیز اعتقاد دارند که منظور از هفت قدرت، ۷ کشور عضو پیمان ورشو سابق و منظور از آسیا، کشورهای بلوک شرق سابق هستند که تا زمانی که این پیمان برقرار بود، اردوگاه شرق، قدرت و عزت خود را حفظ کرده بود.

فروپاشی ۷ قدرت بزرگ

« خبرهایی تازه می‏رسد.
بارانی سنگین و غیرقابل پیش‏بینی ناگهان حائلی میان سپاه ایجاد می‏کند.
سنگهای گداخته از آسمان فرو می‏ریزند و دریایی را تشکیل می‏دهند.
ناگهان مرگ هفت نیرو در خشکی و دریا فرا می‏رسد. »

باران می‏تواند نماد ارادهء مردمی باشد که در نهایت باعث فروپاشی اردوگاه شرق شد. (البته شاید)
اما سنگهای گداخته می‏توانند نمادی از جنگ افزارهایی نظیر گلوله‏های توپ یا موشک باشند. با این تفسیر، از آنجا که تغییر قدرت به جز در یوگوسلاوی، با خشونت همراه نبود، بنابراین به نظر نمی‏رسد منظور این پیشگویی نابودی اردوگاه شرق باشد، بلکه منظور همان از بین رفتن اتحاد ۷ کشور بزرگ صنعتی می‏تواند باشد.

ظهور پادشاه وحشت

« در آن روز، تنها یکی از دو فرمانده بزرگ باقی خواهد ماند.
به زودی توان آن به چشم خواهد آمد و روز به روز بیشتر خواهد شد.
سرزمین جدید، در اوج قدرت خواهد بود.
آمار و اطلاعاتی به آن مرد خون آشام خواهد رسید. »

در این رباعی به وضوح رقابت دو قدرت شوروی و ایالات متحده آمریکا پیشگویی شده است که در نهایت همه می‏دانیم شوروی نابود شد و آمریکا قدرت بلامنازع در تحولات بین‏المللی گشت. اما هیچکس نمی‏داند «مرد خون آشام» کیست؟ نوسترآداموس در رباعیات بعدی خود، از این مرد با عنوان «پادشاه وحشت» یاد کرده است. به نظر می‏رسد شخصی با قدرت و خشونت زیاد در غرب به قدرت خواهد رسید.

پیش بینی فروپاشی و تحلیل قدرت غرب

« قدرت آنها دوبار افزایش و دو بار کاهش می‏یابد.
غرب نیز مانند شرق دچار ناتوانی خواهد شد.
دشمنش پس از چند جنگ، در دریا مورد پیگرد قرار می‏گیرد.
(غرب) به زودی در اثر فقر و تنگدستی، به سقوط کشیده می‏شود. »

همه می‏دانیم که قدرت ایالات متحده یک بار در دههء ۱۹۳۰ میلادی بسیار کاهش یافت و اقتصاد آمریکا دچار چالش جدی شد، اما پیش‏بینی نوسترآداموس اشاره به دو مرحله سقوط دارد که دومی برای غرب هنوز فرا نرسیده است.
اما در مورد شرق، نوسترآداموس از قدرت گیری مجدد سرخ‏ها (؟) سخن به میان آورده است.

فروپاشی غرب

« در سرزمینی که آب و هوای آن بر خلاف بابل است،
خون ریزی های فراوانی به وقوع خواهد پیوست.
به زودی در دریا، هوا و زمین، کمیت ها و اندازه‎هایی ظاهرن ناعادلانه آشکار خواهند شد.
حکومتهای این منطقه، فرقه گرا خواهند بود و گرسنگی و طاعون همه چیز را از میان خواهد برد. »

منظور از بابل همان عراق است و اشاره به آب و هوایی بر خلاف بابل، منظور موقعیت سیاسی و جغرافیایی مخالف است که می تواند (شاید) ایالات متحده آمریکا باشد. اشاره به حکومتهای مختلف، می تواند ایالات مختلف کشور آمریکا باشد که امکان دارد به علت مشکلات اقتصادی، اعلام استقلال نمایند. فرقه گرایی نیز می تواند (شاید) همان اعلام استقلال باشد.


بازهم اشاره به تحولات آینده

« ماجرایی بس شگفت،
پیش از آن که امپراتوری تغییر یابد، روی خواهد نمود،
دشت از جای خود رانش کرده،
و سنگ های آذرین، ستون واره، خود را به آن خواهند رسانید،
اما تمامی آن ها، در پیچ صخره، دگرگون خواهند شد. »

این اشاره می‏تواند به وقوع یک آتشفشان خفته (همانند دماوند باشد). البته شاید هم این پیشگویی برای نقطه‏ای دیگر از جهان باشد. هرچه هست تاكنون تفسير روشني براي اين رباعي يافت نشده است؛ اما تغيير يك امپراطوري (يا قدرت) بزرگ پيش‏بيني شده است.

« از محاصره‏ای شبانه، به شهر تجاوز می‏شود، و گروهی راه فرار را در پیش می‏گیرند،
نبرد، نه خیلی دور از شهر در می‏گیرد،
مادری، از شادی بازگشت پسرش، از خود بی خود می‏شود،
زهر، در جوف نامه‏هایی پنهانی، پنهان است. »

ظهور فردی ترسناک

« هنگامی که ساکنین قطب شمال با هم متحد گردند،
وحشت و ترس بزرگ در شرق به وجود خواهد آمد.
فرد جدید که پشتوانه اش وحشت فراوان است، به زودی برگزیده خواهد شد.
رودس (Rhodes) و بیزانس به زودی از خون بربرها رنگین خواهند شد. »

ساکنین قطب شمال می توانند بریتانیا، کانادا، ایالات متحده آمریکا و روسیه باشند. یک دشمن مشترک که از آن با وحشت فراوان یاد شده است، این قدرتها را باهم متحد خواهد ساخت. اما این فرد جدید که وحشت فراوان دارد کیست؟
شرق کدام محور است؟ اروپای شرقی و روسیه است یا كشوري در آسیا؟ شايد چين؟
در اين پيشگويي با توجه به نام بردن از بربرها، در مي‏يابيم كه جنگي بزرگ در پيش است كه يك طرف آن مسلمانان و اعراب و شايد برخي از كشورهاي غيرمسلمان آسيايي و طرف ديگر ائتلاف كشورهاي قطب شمال است.
رودس یکی از بزرگترین جزائر دریای اژه است و در ده مایلی ترکیه قرار دارد. بربرها نیز در نوشتارهای نوسترآداموس به اعراب مسلمان اطلاق می‏شود. به نظر می‏رسد نبردی سنگین در منطقهء ترکیه دربگیرد که تلفات سنگینی بر اعراب تحمیل کند.
بیزانس نیز همان استانبول کنونی می باشد که در قدیم، قسطنطنیه نام داشت.

یک رباعی دیگر نیز موجود است که بازهم نام بیزانس در آن ذکر شده است:

« ترومپت ناهمخوان، آن شوری را که سبب شد،
تا بیزانس قانون‏های خود را دگرگون سازد، پنهان نگاه می‏دارد.
از سرزمین مصر، مردی به پیش خواهد راند، که بر آن سر است،
تا تمامی قوانین را واژگون ساخته، و معیارها را، و پولها را، به گونه‏ای دیگر درآورد. »

در اين رباعي نيز به صراحت از ظهور فردي در مصر سخن رانده شده است كه قرار است تغييرات مهمي را به وجود آورد.

پيشگويي اتحاد دو قدرت بزرگ و سقوط دولت مصر

« دو کشوری که میانشان نزاع درگرفته است، به زودی متحد می‏گردند.
دولت بزرگ آفریقا متزلزل خواهد شد.
حکومت این دو کشور به پراکندگی خواهد رسید. »

دو كشوري كه ميانشان نزاع درگرفته است شايد شوروي (روسيه) و ايالات متحدهء آمريكا باشند و شايد دو كشور ديگر كه در آينده درگير جنگ با يكديگر خواهند شد. شايد منظور از دولت بزرگ آفريقا، مصر باشد، بنابراین باید منتظر وقوع تغییرات سیاسی عمیق در مصر باشیم.
اما منظور از پراكندگي، فروپاشي است؛ همان طور كه پيشتر براي شوروي اتفاق افتاد. اگر منظور از دو كشور ذكر شده، آمريكا و شوروي باشند، با اين پيشگويي بايد منتظر فروپاشي ايالات متحدهء آمريكا نيز باشيم. البته با توجه به قدرت عظيم اقتصادي و نظامي ايالات متحده، اين امر كمي دور از ذهن به نظر مي‏‎رسد.

پايان اتحاد دو قدرت بزرگ

« اين دو كشور مدت زيادي بر پيمان خود باقي نمي‎مانند.
آنها بعد از ۱۳ سال تسليم بربرها خواهند شد.
به زودي خسارات سنگيني بر دو طرف وارد خواهد آمد،
تا آنجا كه هركس براي فرار، آرزوي يافتن يك كشتي را مي‏كند. »

نوسترآداموس به روشني پيش‏بيني مي‏كند كه پيمان ميان دو قدرت بزرگ (شايد آمريكا و روسيه) بعد از گذشت ۱۳ سال نقض خواهد شد. پس لز اين است كه خسارات بسيار سنگيني از طرف بربرها (اعراب مسلمان) به اين دو قدرت وارد خواهد آمد.

باز هم جنگ

« اندکی پیش از غروب خورشید، زد و خورد آغاز می‏شود.
شمار بسیاری از مردم، به چشم تردید به آن می‎نگرند،
از بندرهای دریایی، هیچ پاسخی نمی‏آید.
پل و گور، هر دو در کشوری بیگانه قرار دارند. »

جنگ بزرگ

« به علت اختلافات داخلي و سهل‏انگاري در فرانسه،
راه در برابر محمديون گشوده خواهد شد.
رود سن (Seine) و زمين‏هاي حاشيهء آن در درياي خون فرو خواهند رفت.
بندر مارسي پوشيده از كشتي‏ها و بادبانهاي برافراشته خواهد شد. »

« به خاطر ناسازگاری‏ها و تنش‏ها،
و به سبب فروگذاشت‏های فرانسویان به محمدی‏ها،
شادمانی شورانگیزی پدیدار می‏شود، زمین سینا و دریای سینا، در سرخای خون فرو می‏روند،
و کشتی‏ها و قایق‏های بیشمار، بندر مارسی را خواهند پوشانید. »

باز هم اين پيشگويي در مورد خسارات فرانسه (شايد كل اروپا) مي‏‎باشد. آنچه كه در اين رباعي به وضوح ديده مي‏‎شود، پيش‏بيني وقوع جنگي بزرگ در آينده است.
در اين پيشگويي نوسترآداموس به هجوم مسلمانان به فرانسه اشاره شده است. يورشي كه با قتل و كشتار شديد همراه خواهد بود. مارسي شهر بندري فرانسه است كه همواره مملو از كشتي‏هاي لنگر انداخته است. بادبانهاي برافراشته مي‏تواند تعبيري از ناوهاي جنگي آماده رزم يا هواپيماهاي جنگي باشد.

جنگ بزرگ مسلمانان در دریایی آدریاتیک

« ناوگان در نزديكي درياي آدرياتيك متلاشي خواهد شد.
زمين مي‏لرزد، به سوي آسمان پرتاب مي‏‎شود و مجددن در جاي اوليهء‌ خود قرار مي‏گيرد.
مصر به لرزه در مي‏آيد و از محمديون حمايت مي‏كند.
از پيشواي كل خواسته مي‏شود كه تسليم گردد. »

درياي آدرياتيك قسمتي از درياي مديترانه است. محمديون بايد واژه‏اي باشد كه نوسترآداموس به مسلمانان اطلاق كرده است. اين رباعي پيشگويي نبردي سنگين در آينده است كه يك طرف آن مسلمان قرار دارند. به نظر می‏رسد مردم مصر از یک جریان خاص در آینده که منجر به درگیری نظامی شدید خواهد شد، حمایت خواهند کرد.

شیر بزرگ

« با تکیه بر قدرت پادشاهی، شیر بزرگ در نزدیکی دشتی گسترده،
و پلی بزرگ، سبب ساز سقوط شهر اوستر می شود.
تمامی دروازه‏ها، در زمان وحشت،
پیوسته به روی آن مرد گشوده خواهند بود. »

شير بزرگ مي‏تواند نمادي از پرچم يا نشان يك ارتش يك كشور باشد؛ ولي به طور كلي تفسير منطقي يافت نشد.

باز هم پيشگويي بروز مشكلات حاد

« از یک دگرگونی ناگهانی، زیست بوم‏های تور، اورلئان و بولوا،
همراه با، آنگر، راین و نانت، به سختی گرفتار می‏شوند،
مردمی که به زبان ناآشنا سخن می گویند، در این مکان‏ها خیمه خواهند زد.
جریان سیلابی به شتاب، در رودخانهء رن جاری شده، و زمین و دریا سخت لرزان خواهند شد. »

منظور از زبان ناآشنا چيست؟ قطعن زباني كه در اروپا شناخته شده باشد نيست، شايد زبان عبري، فارسی يا چيني باشد.

« در آن زمان که مارها، بر پرهون مهراب حلقه می‏زنند،
و اسپانیایی‏ها، خون تروجان‏ها را چنان آلوده می‏سازند،
که تروجان‏های بسیاری فاسد می‏شوند،
رهبر، به ناگاه به پرواز در آمده، و در صحراهای باتلاقی، خود را از چشم ها پنهان می کنند. »


« چهل سال تمام در آسمان، رنگین کمانی به چشم نخواهد خورد،
و چهل سال تمام هرروز، رنگین کمانی به چشم خواهد خورد،
خشگای زمین، از تابش نور سوزان خورشید، بیشتر و بیشتر خواهد تفتید،
و در آن زمان که خشکی زمین به چشم دیده شود، سیل‏هایی بس هولناک جاری خواهند شد. »


« در بلندای برج قوس، یک داس با یک آبگیر، به یکدیگر پیوسته می‏شوند،
از دستان جنگ آوران، بیماری، خشکسالی و مرگ، فرو می ریزد،
و آن گاه سده به زمانی نزدیک می شود،
که زمان دوباره سازی است. »

این پیشگویی به ما نبردهایی را پیام می‏هد که همراه با بیماری و مرگ، باعث پایان سده‏ای می‏شوند. به نظر مي‏رسد چهل سال خشكي آب و هواي و كمي بارش و در پس آن چهل سال پرآب و باران خواهد آمد.
نوسترآداموس بارها در رباعيات خود به جنگ جهانی سوم اشاره کرده است که با مفاد این پیشگویی در ارتباط است. به هر حال این پیشگویی می‏تواند با سده‏ای که در آن هستیم و هنوز به پایان نرسیده همخوانی داشته باشد.


« اين دو كشور، مدت زياد بر پيمان خود باقي نمي‏مانند.
آنها پس از ۱۳ سال، تسليم بربرها خواهند شد.
به زودي خسارات سنگيني بر دو طرف وارد خواهد آمد؛
تا آنجا كه هركس براي فرار، آرزوي يافتن يك كشتي را مي‏كند. »

به نظر مي‏رسد منظور از دو كشور، روسيه و آمريكا باشند كه پس از چندين كشمكش در قالب جنگ سرد، با يكديگر كنار آمدند و بسيار از پروژه‏هاي تسليحاتي خود را متوقف كردند. ظاهرن اين مصالحه توسط بربرها (احتمالن منظور مسلمانان است) شكسته خواهد شد و جنگ و درگيري شديد پيش خواهد آمد.


« به علت اختلافات داخلي و سهل‏انگاري در فرانسه،
راه در برابر محمديون گشوده خواهد شد.
رود سن (Seine) و زمين‏هاي حاشيهء آن در درياي خون فرو خواهند رفت.
بندر مارسي، پوشيده از كشتي‏ها و بادبانهاي برافراشته خواهد شد. »

اين پيشگويي به وقوع يك جنگ ويرانگر در فرانسه (يا شايد كل اروپا) دلالت دارد.


« هنگامي كه ستارهء دنباله‏دار آشكار گردد،
رهبران سه‏گانه دولتهاي مقتدر باهم دشمن خواهند شد.
ضرباتي كه از آسمان فرود مي‏آيند، زمين را مي‏لرزانند.
پو (Pau) و تيبر (Tiber) متلاطم هستند و ماري بر ساحل ايستاده است. »

به نظر مي‏رسد منظور از رهبران سه‏گانه دولتهاي مقتدر، روساي كشورهاي ايالات متحده، ‌روسيه و چين باشد. اين سه كشور با يكديگر رقابت دارند اما دشمني بالفعلي باهم ندارند. اما ايجاد دشمني بين اين سه دولت، مقارن با ظهور يك ستارهء دنباله‏دار خواهد بود.
پو شهري در جنوب غربي فرانسه و تيبر، سومين رودخانهء بزرگ ايتالياست كه از وسط اين كشور مي‏گذرد. شهر رم نيز در كنار اين رود واقع است.
منظور از ضرباتي كه از آسمان فرود مي‏آيند، بمب‏ها و موشكها مي‏توانند باشند.


« به زودي اوگميون (Ogmion) به قسطنطنيهء بزرگ نزديك خواهد شد.
جمعيت بربرها پراكنده و مدت پيمانشان تمام خواهد شد.
شرك و بت‏پرستي از دو حقيقت حاكم بر جهان حذف مي‏شود.
بربرها و مرد آزاد (Freeman) در كشمكشي هميشگي به سر مي‏برند. »

اگميون يا اوگيموس، يكي از شخصيتهاي افسانه‏اي قديم و از موجودات خرافي اروپائيان است. اين واژه نام يكي از خدايان ناحيهء گل (Gaul) يا همان فرانسه مي‏باشد. اين شخصيت، خداي فصاحت، بلاغت و شعر مي‏باشد. تصويري كه از اين موجود در افسانه‏ها ترسيم شده، عبارت از پيرمردي مي‏باشد كه كمان و چماقي بر دست دارد و از دهانش تورهايي كهربائي و طلايي رنگ پرتاب مي‏كند تا با آنها، انسانهاي داراي رنگهاي مختلف را به دام انداخته و شكار كند.


« به زودي سيطره، نصيب اوگميون خواهد شد.
نيروي برتر اسلامي به نفع او از قدرت كناره گيري خواهد كرد.
به زودي سيطره اوگميون به تمام ايتاليا گسترش مي‏يابد.
با تزويري ماهرانه و دقيق بر نيروي بزرگ هلال، حكم رانده خواهد شد. »

احتمالن منظور از نيروي بزرگ هلال، اتحاد ايجاد شده بين مسلمانان مي‏باشد.


« ساكنين رودس، درخواست كمك خواهند كرد.
آنها به علت سهل‏انگاري وارثانشان، خوار شده‏اند.
امپراطوري عربي، عملكرد خود را بازنگري خواهد كرد.
غرب، موجب احياء دوبارهء اين امپراطوري خواهد شد. »

رودس يكي از جزائر دريايي اژه است. منظور از امپراطوري عربي، مي‏تواند اتحاد كشورهاي عربي در قالب پيمانهاي نظير اتحاديه عرب باشد.

پیشگویی ظهور یک فرد قدرتمند در بین اعراب

« عربي سترگ، به زودي به پيش مي‏تازد.
اهالي بيزانس او را با شكست مواجه مي‎سازند.
ساكنين قديمي رودس به مقابله با او مي‏‎شتابند.
مجارها، او را آزار و اذبت بسيار خواهند كرد. »

سردار قدرتمند عرب

« به زودي در منطقهء عربي ثروتمند،
شخصي توانا و آشنا به شريعت محمد زاده خواهد شد.
او با اسپانيا درگير و بر غرناطه استيلا خواهد يافت.
او همچنين از راه دريا بر مردم ليگوريا پيروز خواهد شد. »

منظور از مردم ليگوريا، اهالي ايتاليا هستند، زيرا اين ناحيه، منطقه‏اي ساحلي در مجاورت فرانسه و مركزش شهر جنوا مي‏باشد.
غرناطه (گرانادا) نيز همان شهر تاريخي اندلس در اسپانيا مي‏باشد. البته در كشور نيكاراگوآ نيز شهري به نام گرانادا وجود دارد.

« جنگ بربرها به درياي سياه كشيده مي‏‎شود.
دالماسي (Dalmacia) بر اثر خون‏ريزي‏هاي بسيار، دچار اضطراب مي‏گردد.
مردي از فرزندان اسماعيل به اوج قدرت مي‏رسد.
تهديد كنندگان (اين مرد) با وجود كمك پرتغال، بر خود مي‏لرزند. »

منظور از اسماعيل، كسي است كه نسبش به حضرت اسماعيل مي‏رسد. دالماسي منطقه‏اي در ساحل درياي آدرياتيك يوگوسلاوي است كه امروزه بخش اعظم آن در جمهوري كروواسي واقع مي‏باشد. اما کمک پرتغال در واقع می تواند تمثیلی از کمک آمریکا به کشورهای منطقه باشد؛ ضمن اینکه در جریان جنگ ۱۹۷۳ (رمضان) بین اعراب و اسرائیل، تنها کشور پرتغال بود که اجازه داد هواپیماهای آمریکایی پس از توقف و سوختگیری، ملزومت مورد نیاز اسرائیل را به مقصد حمل کنند.

حوادثي بسيار رعب انگيز

« بر اثر حرارتي همچون گرماي خورشيد،
ماهيان درياي سياه، نيم‏پز مي‏شوند.
ساكنين اين منطقه به زودي آن را تباه خواهند ساخت،
در حالي كه رودس و جنوا نياز شديدي به غذا دارند. »

در اين رباعي، به وضوح تاثيرات مخرب يك انفجار هسته‏اي در منطقهء درياي سياه كه توام با نور و حرارت بسيار زياد است، پيشگويي شده است. همچنين اشاره به كمبود غذا در رودس (يونان) و جنوا (ايتاليا) شده است كه به نظر مي‏‎رسد منظور وقوع قحطي در سراسر اروپا مي‏‎باشد.


ظهور پادشاهي بسيار ترسناك

« به زودي، دامنهء نفوذ از فاس به كشورهاي اروپايي كشانده مي‎شود.
شهرها در آتش مي‏‎سوزند و شمشيرها، سرها را قطع مي‏كند.
بزرگ مردي از آسيا، با سپاهي بسيار رعب‏انگيز، از زمين و دريا سر مي‏رسد.
با او مرداني هستند كه كه مانند مردگان، چهره‏هايي رنگ پرده دارند و صليبيان را نابود مي‏كنند. »

فاس يكي از شهرهاي مراكش مي‏باشد. فاس يكي از ريشه‏دارترين و باسابقه‏ترين مراكز سواحل بربريان بوده است. در بسياري از پيشگويي‏هاي نوسترآداموس، ردپاي اين منطقه به چشم مي‏خورد.

پادشاه وحشت

« هفت ماه پس از سال ۱۹۹۹، پادشاهي بسيار ترسناك از آسمان فرود خواهد آمد.
او پادشاه بزرگ آنگومو (Angoumois) را دوباره به زندگاني باز خواهد گرداند.
قبل و بعد از اين واقعه، تا آنجا كه شرائط اجازه دهد،
جنگي بسيار سخت بالا خواهد گرفت. »

به نظر بسيار از مورخين و نوسترآداموس‏‎شناسان، استفاده از كلمهء ماه براي گذشت زمان، به معني سال مي‏باشد. همان طور كه مي‏‎دانيم به تاريخ ژوئيه ۱۹۹۹ يا ۲۰۰۰ اتفاق خاص و مهمي در جهان اتفاق نيفتاده است و بايد منتظر وقايع سال ۲۰۰۷ و بعد از آن باشيم.

آنگومو، استاني قديمي در جنوب غربي فرانسه است و مركز آن آنگولم مي‏باشد. اين ناحيه به همراه قسمتهاي ديگري از سرزمين‏هاي فرانسه، از حدود سال ۵۰ ق.م. تحت نفوذ امپراطوري بزرگ روم قرار داشت. با شروع قرن پنجم ميلادي، اين منطقه شاهد جنگهاي متعددي گشت

در آغاز قرن چهارم ميلادي، در جنوب و شرق درياي سياه، قبائلي بيابان‏گرد معروف به هون (Hun) زندگي مي‏كردند. آنها از نظر نژاد به مغولان شباهت بسيار داشتند، تا آنجايي كه برخي مورخان، اين قبائل را از نژاد مغول مي‏پنداشتند. اين گروه وحشي، در اسب سواري و استفاده از تير و كمان، مهارت كافي داشتند و با ساكنين شبه قارهء هند و فارس، جنگهاي فراواني نمودند. در حدود سال ۳۷۰ ميلادي به سوي غرب هجوم آوردند تا قسمتهايي از اوكراين و اروپاي شرقي را كه محل زندگي اسكانديناوي‏هاي معروف به گوت (Goth) بود، به اشغال درآورند.
اهالي اين منطقه از هون‏ها فرار كردند و از شدت ترس به سمت سرزمين‏هاي مختلف كوچ كردند. بيشتر آنها به سوي غرب و امپراطوري روم رفتند و از آنها درخواست حمايت كردند. امپراطور روم با اقامت آنها در سرزمين خويش موافقت كرد، اما ماليات سنگين بر آنها وضع نمود. شرائط سخت پيش آمده بعدها باعث شد اين طائفه عليه امپراطوري روم قيام كنند و با يورش به روم (۴۱۰ ميلادي) آنجا را غارت نمايند. مدتي بعد، اين طائفه به سوي غرب مهاجرت كردند و تعدادي از آنها در منطقهء آنگومو استقرار يافتند. گروهي ديگر در سال ۴۱۷ ميلادي به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند.
نفوذ و سيطرهء كامل اين قوم بر سرزميني كه امروز آن را به نام فرانسه مي‏شناسيم در سال ۵۰۷ ميلادي و با كمك قبائلي از ژرمن‏ها صورت پذيرفت. فرانك‏ها (Frank)، همان كساني بودند كه نام فعلي فرانسه را بر آن نهادند.
گروه دوم از طوائف گوت، در سال ۷۱۱ ميلادي، در منطقهء اسپانياي كنوني به قدرت رسيدند. نيروي عظيم كشورگشايي زمان خليفهء دوم مسلمين، در اين برهه به ياري اين طائفه رسيد و منطقهء آنگومو جزء امپراطوري شارلمان (Charlemagne) گرديد. سپس براي مدتي تحت نفوذ انگليسي‏‎ها اداره گرديد. قبل از پيوستن به فرانسهء متحد، مدتي تيز در سلطهء چند دوك قرار گرفت. اين ناحيه و مركز آن در جنگهاي صدساله كه از ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ ميلادي به طول انجاميد، مورد اختلاف دولتهاي فرانسه و انگليس بود.
اين منطقه در زمان حيات نوسترآداموس، به صحنهء جنگهاي مذهبي ميان كاتوليك‏ها و پروتستان‏ها مبدل گشت. شاخه‏اي از خاندان سلطنتي فرانسه معروف به سلسلهء والوآ (Valois) نيز به نام خاندان آنگولم خوانده مي‎شدند. آنها از سال ۱۵۱۵ تا ۱۵۷۴ ميلادي بر اين ناحيه حاكم بودند.
طائفهء هون‏ها پس از اشغال ناحيهء شرقي اروپا در حدود سال ۳۷۰ ميلادي، به سوي اروپاي مركزي حركت كردند. آنها ابتدا بر روم شرقي چنگ انداختند و سپس در سال ۴۳۲ ميلادي در دوران حكمراني روگيلاس (Rugilas) براي امپراطوري روم ماليات و خراج تعيين نمودند. پس از مرگ روگيلاس، در سال ۴۳۴ ميلادي، آتيلا (Attila) به جانشيني او برگزيده شد. اين سردار جنايتكار، به بلاي آسماني معروف است. در زمان او، هون‏ها سه بار در سالهاي ۴۴۱، ۴۴۷ و ۴۵۱ ميلادي به سرزمين‏هاي امپراطوري روم هجوم بردند.
بار نخست آتيلا توانست تا مرزهاي قسطنطنيه نفوذ كند و آن را در معرض سقوط قرار دهد. بار دوم از بالكان عبور كرد و به يونان دسترسي يافت. بار سوم بر سرزمين‏هاي فرانسه امروز مسلط شد و چيزي نمانده بود كه آنگومو را نيز اشغال كند، اما به علت هم‏پيمان شدن رومي‏ها با قبائل گوت در آن ناحيه سكونت داشتند، شكست خورد و در سال ۴۵۱ ميلادي از آنجا عقب‏نشيني نمود. با اين وصف در بازگشت، براي مدت كوتاهي، ايتالياي كنوني را متصرف شد و آنجا را غارت كرده و به ويراني كامل كشاند.

با توضيحات داده شده، به نظر مي‏رسد منظور نوسترآداموس از پادشاه بزرگ آنگومو، شخصی همانند آتيلا باشد.

در اين رباعي، تاريخي بسيار دقيق براي حوادث قرن ۲۱ ام پيش‏بيني شده است. همچنان كه نوسترآداموس در نامهء معروف خود به هنري دوّم، پادشاه فرانسه، به او هشدار مي‏دهد كه دوران سلطنت در فرانسه، به سال ۱۷۹۲ براي هميشه به پايان مي‏رسد و اين دقيقن همان تاريخي است كه جمهوري فرانسه اعلام موجوديت نمود و نظام پادشاهي پايان يافت. در كل به نظر مي‏‎رسد اهميت حوادث آينده در نزد نوسترآداموس، به دو عنصر اساسي بستگي دارد:
۱- ميزان تاثير حوادث بر نفوذ كليساي كاتوليك
۲- تماميت ارضي و برتري فرانسه و اقتدار غرب. (مسيحيان يا صليبيان)

وحشت بزرگ

« مردي، خدايان جهنمي هانيبال را زنده خواهد ساخت.
او مايهء وحشت نژاد بشر است.
تا قبل از اين، نشريات چنين ترس بزرگ و شديدي را نقل نكرده بودند؛
مصيبتي كه از جانب بابل (عراق) متوجه رومي‏ها (غرب) خواهد شد. »

هانيبال، بزرگترين سردار كارتاژ مي‏باشد. اين شهر داراي تمدن كهن را فنيقي‏ها يا همان كساني كه در حدود سال ۸۱۴ ميلادي از لبنان مهاجرت كرده بودند، در نزديكي كشور تونس فعلي بنا كردند. بعدها اين شهر، رشد و نمو كرد و تبديل به پايگاه حكومتي نيرومندي شد. هانيبال پس از مدتي، درصدد رقابت با امپراطوري روم برآمد تا بتواند بر سرزمين‏هاي غرب دريايي مديترانه تسلط پيدا كند. در سه جنگي كه بيش از سه قرن (از ۴۶۴ تا ۱۴۶ قبل از ميلاد) ميان رومي‏ها و كارتاژها در جريان بود، نهايتن رومي‎ها توانستند شهر تاريخي كارتاژ را با خاك يكسان كنند؛ اما آنها پس از صد سال، اقدام به بازسازي آن نمودند و آنجا را تبديل به مركز امور اداري حكومت خويش در شمال آفريقا كردند. حوزهء نفود كارتاژ شامل قسمتهاي بسيار وسيعي از آفريقا، جزائر سيسيل، ساردنيا، مالت و منطقهء بزرگي در جنوب اسپانيا بود.
هانيبال (۱۸۳ تا ۲۳۷ قبل از ميلاد) در سن ۲۶ سالگي به فرماندهي نيروهاي كارتاژ در اسپانيا منصوب گشت و با اينكه ميان دو دولت كارتاژ و روم معاهدهء عدم تعرض امضاء شده بود، او به اسپانيا كه تحت نفوذ رومي‏ها بود، يورش برد. رومي‏‎ها كه اين حمله را نقض قرارداد صلح قلمداد مي‏كردند، به جنگ با هانيبال پرداختند. اما سردار كارتاژ در هجومي سريع، آنها را در داخل اراضي خودشان شكست داد.
اين حمله، عمليات نظامي برجسته‏اي بود كه در تاريخ از آن به عنوان يكي از مفاخر جنگي ياد مي‏كنند. در اين يورش، هانيبال با ۴۰ هزار نيروي پياده و اسب‎سوار، و ستون عظيمي از فيل‏ها از اسپانيا به سمت شمال حركت كرد و با عبور از رشته كوههاي بين فرانسه و اسپانيا، وارد جنوب فرانسه شد.
پس از عبور از رودخانهء رون (Rhone) براي پنهان نگه داشتن مقاصد نظامي‏اش، همچنان به طرف شمال ادامهء مسير داد و تنها زماني كه مطمئن گشت دشمن را فريب داده است، به سمت جنوب دور زد. او همراه سپاهيانش، سلسله جبال پوشيده از برف آلپ را پشت سر نهاد و از آنجا به شمال ايتاليا رفت و شكستهاي بسيار سنگيني بر رومي‏ها وارد ساخت.
با اينكه نقشهء هانيبال بسيار دقيق و ماهرانه بود، ولي او وارد شهر روم نشد و تا تابستان سال ۲۱۸ ق.م. به انتظار زمان مناسب نشست. در دومين حملهء‌ خويش، ضمن نفوذ به داخل روم، بار ديگر ارتش اين كشور را تار و مار نمود.
سال بعد در حمله‏اي ديگر، هانيبال توانست شكست ديگري را بر رومي‎ها تحميل كند، اما در نبر سال ۲۰۲ ق.م. از رومي‏ها شكست خورد و ناگزير به آنتيوكوس سوم» (Antiochus III) پادشاه سوريه پناهنده شد و با وي پيمان مشتركي را براي حمله به رومي‏ها منعقد كرد. اما چيزي نگذشت كه پادشاه سوريه وي را به حال خود رها ساخت. وي از آنجا به آسياي صغير (تركيه كنوني) و سرزمين بي‏تي‏نيه (بيتونيا = Bithynia) رفت و با پادشاه آنجا جهت جنگ عليه روميان هم‎‏پيمان شد. اما در اين جنگ هم شكست خورد و هنگامي كه در شرف اسارت قرار داشت، با خوردن سمي كه در انگشتر خود پنهان كرده بود، خودكشي نمود. (۱۸۳ ق.م.)
گويا منظور از خدايان كارتاژ، بت‏هايي است كه مردم اين مانند اجداد خويش يعني فينيقي‏ها مي‏پرستيدند. بت اصلي كارتاژها، «بعل» نام داشت كه در تورات از آن ياد شده است. بعد از آن، خداي آسمان (تانيت = Tanit) در درجهء دوم اهميت قرار داشت. آنها علاقهء زيادي به بت‏هايشان داشتند و براي اين بت‏ها انسانها را به شكل انداختن در آتش، قرباني مي‏ساختند.

در اين رباعي، تمثيل شعرگونه از مردي است كه باعق ايجاد رعب و وحشت در ميان انسانها خواهد شد. نوسترآداموس، برخورد و رفتار چنين فردي با اروپائيان را مطابق با روش هانيبال دانسته است. (اصليت هانيبال نيز از لبنان و خاورميانه بود)
نوسترآداموس در سطر سوم از نشريات سخن مي‏گويد. اين از شگفتي‏‎هاي پيش‏گويي اين شخص محسوب مي‎شود زيرا در زمان او، روزنامه و نشريات به شكل امروز وجود نداشتند.

در ادامه، خيزش اين مرد را از بابل يا عراق كنوني پيشگويي مي‏كند


« به زودي از شرق، قلبي كاتاژي درخواهد رسيد.
او ساكنين دريايي آدرياتيك و وارثان رومولوس (Ramulus) را آزار خواهد رساند.
آن مرد را ناوگان ليبيايي همراهي خواهد كرد.
به زودي پرستشگاههاي مالت و جزائر نزديك آن متروكه خواهد شد. »


نوسترآداموس در اين رباعي، از همان شخ رعب‏انگيز كه در پيشگويي‎هاي قبلي او را با هانيبال مقايسه كرده بود، سخن گفته است. او مانند اهالي كاتاژ، قلبش مملو از كينهء رومي‏هاست.
رومولوس، پهلوان افسانه‏اي رومي‏ها مي‏باشد و پادشاهي است كه شهر روم را بنا نموده است. منظور از وارثان رومولوس نيز همان ساكنين فعلي ايتاليا هستند.
مالت نيز يكي از جزائر دريايي مديترانه است كه در ۶۰ مايلي جنوب جزيرهء سيسل قرار دارد، و در آنجا، بتکده های از زمانهای بسیار دور نظیر ۲۳۰۰ ق.م. وجود دارد

در اين جا بد نيست يك رباعي ديگر كه پيشتر درج كرده بودم، دوباره ذكر كنم:

« ناوگان در نزديكي درياي آدرياتيك، متلاشي خواهد شد.
زمين مي‏لرزد و به سوي آسمان پرتاب مي‎شود و مجددن در جاي اوليهء خود قرار مي‏گيرد.
مصر به لرزه در مي‏آيد و از محمديون حمايت مي‏كند.
از پيشواي كل خواسته مي‎شود كه تسليم گردد. »

نوسترآداموس در رباعي ديگري در بخش سنتري اول، دربارهء حركت ناوگان بربرها، چنين مي‏گويد:

« بندر دوبوك (Port de Bouc) از بيم ناوگان بربرها، دچار وحشت خواهد شد.
زمان درازي پس از آن، ناوگان غرب به اين نقطه خواهد رسيد.
خسارتهاي بسياري به انسانها، حيوانات، و دارائي‏‎هاي مردم وارد خواهد شد.
به زودي در فاصلهء دو برج ثور و ميزان، نبردي بسيار خونين روي خواهد داد. »

بندر دوبوك در خليج فوس (Fos) فرانسه و در نزديكي مارسي قرار دارد. منظور از برج‏هاي ثور و ميزان، همان خطوط فرضي است كه ستاره‏شناسان بابل، در مسير گردش خورشيد در آسمان، طي يك يك سال ترسيم نموده‏اند. آنها اين مسير را به ۱۲ برج تقسيم كرده‏اند و نام مجموعه ستارگاني را كه در اين برج واقع گشته‏‏اند، بر آن نهاده‏اند. براي مثال برج ثور،‌ نشان‏دهندهء فاصلهء زماني ۳۰ آوريل تا ۲۰ مي و برج ميزان، نشان‏‎دهندهء ۲۳ سپتامبر تا ۲۲ اكتبر مي‏باشد.
نوسترآداموس، فاصلهء ميان اين دو زمان را، هنگامهء نبردي بسيار خونين مي‏داند كه در سواحل فرانسه و دريايي مديترانه به وقوع خواهد پيوست.
منظور از ناوگان بربرها، اعراب مسلمان يا اعراب ساكن در شمال آفريقا مي‏باشد. مطابق اين پيشگويي، ناوگان جنگي اعراب، بنادر فرانسه را مورد تهديد جدي قرار خواهد داد و فرانسه از هم‏‎پيمانان خود (شايد اعضاي ناتو) درخواست كمك خواهد كرد. همچنين به نظر مي‏رسد منظور از حيوانات، اتومبيل‏ها مي‏باشد. موعدي كه نوسترآداموس براي آغاز اين تحولات پيش‏بيني كرده است، حدود سال ۲۰۰۷ مي‏باشد.

این رباعی را نیز می‏توان مرتبط با پیشگویی قبلی دانست:

« هنگامی که، آن ماهی، که هم در خشکی راه می‏پیماید، و هم در دریا سفر می‏کند،
با جهشی عظیم به کرانه افکنده شود ؛
شکلی غریب، مغشوش و هولناک به خود خواهد گرفت.
از آن پس خیلی زود، دشمنان از راه دریای خود را به دیوارها می‏رسانند. »

« مرد شرقي، به زودي از محل استقرار خويش خارج خواهد شد.
او از طريق آپنينز (Apennines) به فرانسه خواهد رسيد.
او در مسيرش از آسمان، دريا و سرزمين‏هاي پوشيده از برف و يخ گذر خواهد كرد.
او همگان را با دستهء پرچمش مضروب خواهد ساخت. »

آپنينز، سلسله كوههايي است كه از شمال تا جنوب ايتاليا كشيده شده است. مرد شرقي به گفتهء نوسترآداموس از مقر خويش كه در پيشگويي‏هاي قبلن ذكر شده، مكانش در ميانهء كشور عراق است، خارج خواهد شد و از آنجا به طرق مختلف زميني و هوايي، و از سرزمين‏هاي سرد و گرم گوناگون گذر خواهد كرد. به نظر مي‏رسد منظور از دستهء پرچم، قدرتي خاص يا ماوراء طبيعي مي‏باشد.


« فرمانده‏اي اسكاتلندي و شش تن از بزرگان آلمان،
به دست دريانوردان شرقي، دستگير خواهند شد.
آنها از جبل‏الطارق و اسپانيا عبور داده خواهند شد؛
آنگاه در ايران، به پيشواي رعب‏انگيز جديد، تحويل داده مي‎شوند. »

در اين رباعي جالب، سيطرهء كامل پارس (ايران) بر اروپا در آينده، پيشگويي شده است.


« هواپيماي سلطنتي، بر فراز شهر خورشيد (Heliopolis) در پرواز است.
قبل از هفت ماه، هشدارهايي گمراه كننده خواهد داد.
ديواري كه در شرق است، به زودي فرو خواهد ريخت.
دشمنان در رعد و برق، هفت روزه به دروازه‎‏ها خواهند رسيد. »

شهر خورشيد (هليوپليس) يكي از شهرهي مصر باستان است كه مركز پرستش خداي خورشيد بود و حدود ۱۱ كيلومتري قاهره قرار دارد. در مورد فرو ريختن ديوار، برخي اعتقاد دارند منظور، ديوار برلين است و برخي نيز اعتقاد دارند منظور فرو ريختن ديوار حائل برتري غرب بر شرق (خاورميانه) مي‏باشد.

« خارج شويد، همگي ژنو را ترك كنيد.
به زودي جنس ساترن، از طلا به آهن تبديل مي‏گردد.
كساني كه مخالف پيشواي ايراني هستند، نابود خواهند شد.
پيش از اين خروج پرطنين، نشانه‎‏هاي در آسمان آشكار خواهد شد. »

ژنو شهري در غرب سوئيس است. ساترن، همان سيارهء زهره مي‏باشد كه نزد رومي‏ها به خداي زراعت و بذر و به عنوان سمبل زمان معروف بود. تغيير جنس از طلا به آهن، به معني پايان دوران طلايي مردم ژنو مي‏باشد.
عبارت پيشواي ايراني در اصل متن رباعي به صورت Raypoz آمده است كه معنايي ندارد؛ اما اگر حروف اين كلمه را جابه‏جا كنيم، به واژهء Zopyra خواهيم رسيد كه نام يكي از نجيب‏زادگان باستاني ايران قديم (پارس) مي‏باشد. گفته مي‎شود اين شخص، باعث به قدرت رسيدن داريوش كبير در ايران بود. وي با قتل سمرديس دروغگو (Smedis = Bardiya)، داريوش اول را بر جاي او نشاند.
همچنان كه در يكي از پيشگويي‏هاي قبلي ديديم، ايران حكومت و بالطبع حاكم جديدي را خواهد يافت و اين شخص طبق پيشگويي نوسترآداموس، ايران را به عزت و افتخار گذشته باز خواهد گرداند.


« اشك، فرياد، ناله، زاري و ترس؛
قلبي كه رحم در آن جايي ندارد، و سخت و سياه و بسيار وحشتناك است.
درياچهء ژنو، جزائر اطراف، سردمداران جنوا ؛
خون‏هايي كه بر زمين مي‏ريزد، گرسنگي و سرما، به هيچ كس رحم نخواهد شد. »

به نظر مي‏رسد منظور از جزائر اطراف ژنو، كشوري مانند انگلستان باشد.

آغاز يك دوران جديد در جهان

« پس از بسيج بزرگ نيروهاي انساني، آماده‏سازي بسيجي بسيار بزرگتر صورت مي‏گيرد.
در آن هنگام، پس از قرن‏ها، مرحلهء تاريخي بسيار مهمي از سر گرفته خواهد شد؛
انقلاب، خون‏ريزي، گرسنگي، جنگ و وبا.
به زودي آتشي در آسمان ديده خواهد شد كه اخگري را به دنبال دارد. »

نوسترآداموس در اين رباعي، به وضوح عبور يك موشك بزرگ را در آسمان پيشگويي كرده است. ضمن اينكه آغاز دوران و عصر جديد در مناسبات و حكومتهاي جهان را پيش‏بيني كرده است.


« بر بلنداي برج حمل (Aries)، ژوپيتر (Jupiter) و ساترن (Saturn) ؛
دگرگوني‏هايي بسيار عميقي به دست بشر حادث خواهد شد،
پس از سده‏اي طولاني، روزهاي بسيار سخت و شوم باز خواهند گشت.
ناآرامي و آشوب، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا را در بر خواهد گرفت. »

اين رباعي نيز دربارهء تغييرات و تحولات بسيار بزرگي است كه جهان در آغاز قرن بيست و يكم، شاهد آن خواهد بود.
Aries يكي از برج‏هاي فلكي است كه به آن برج حمل و برج منجنيق نيز مي‏گويند. ژوپيتر يا سيارهء مشتري، نام خدايي بود كه تمام مردم روم باستان آن را مي‎پرستيدند و براي آنها به منزلهء روشنايي تمام اجرام آسماني بود. ساترن يا زحل، نام خداي بذرها و كشاورزي روميان باستان به مانند آباداني و رفاه بود.
از زاويهء ستاره‏‎شناسي، نزديك شدن مشتري و زحل در برج حمل، به سال ۱۹۹۵ روي داده است، اما از منظر تفسير معناي رمز و رموز مي‏توان گفت كه استعار از اسامي سيارات و برج‏‎هاي فلكي اين است: برج حمل به معناي توان تكنولوژيكي ماشين آلات جنگي، ژوپيتر استعاره از شيوه و توان علمي است كه در استفاده طبيعت بر اساس شناخت قوانين آن مفيد واقع مي‎شود و ساترن نمادي از آباداني و زمان آسايش و راحتي است.
به هر حال در اين رباعي نيز از پايان رفاه و آسايش ساكنين اروپا سخن گفته شده است.

« در جوشایی احساساتی تند، قلبها، دست‎ها و پاها، یکدیگر را می‏پذیرند.
آتش‏ها، موج‏ها و شمشیرها، در پارس خیزش می‏کنند،
و زان پس، نجیب‏زاده‏ای نابود می‏شود؛
او از سر کم‏اندیشی، یا کشته می‏شود یا خود می‏میرد. »

پایان.


نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

همیشه این باعث افتخار بوده که یک هنرمند ایرانی رو در یک فیلم هالیوودی و در جمع هالیوودی ها ببینیم. مثل نیکی کریمی که در حال حاضر فیلم مستندی را همراه با فیلمسازان معروف انگلیسی در انگلستان میسازد و ۱ یا دو سال پیش در جوایز بین المللی کن عضو داوران بود.یا مثلا از مرحوم خسرو شکیبایی  به عنوان ال پاچینو ایرانی یاد میکردند.یا بهرام رادان که در نزد منتقدان هالیوود به براد پیت ایرانی مشهور است.یا...

به این لیست ارزشمند بازیگر توانای ما که بازی ماندگار او در فیلم میم مثل مادر رو به یاد داریم٬ گلشیفته فراهانی اضافه شده است که به تازگی همراه با لیوناردو دیکاپریو(تایتانیک)و راسل کرو(گلادیاتور٬یک ذهن زیبا)در فیلم Body of Lies به کارگردانی ریدلی اسکات(گلادیاتور) همبازی شده است.این فیلم در مورد تروریست آمریکایی (دیکاپریو) هست که از طرف سازمان جاسوسی آمریکا سیا به عراق وارد میشود تا مثلا عملیات انسان دوستانه انجام دهد اما در یک درگیری زخمی میشود و به این ترتیب رابطه اش با با سیا قطع میشود.پرستار او (فرهانی)زنی مسلمان است که با وی رابطه برقرار میکند و ...

این افتخار واقعا بزرگی است که گلشیفته فرهانی در نقش مقابل لیوناردو دیکاپریو ظاهر شده است و انقدر نقش خود را تآثیر گزار بازی کرده که به او لقب مریل استریپ ایرانی داده اند.اما چند نفر به ارزش این مطلب پی برده اند؟



 خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) :درپي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در يک فيلم هاليوودي، خروج وي از کشور ممنوع شد.

در همين رابطه يک منبع آگاه به ايرنا گفت:گلشيفته فراهاني بازيگر زن سينماي ايران که پيش از اين در فيلم سنتوري ايفاي نقش کرده بود ،به دنبال بازي در فيلم آمريکايي"Body of Lies" در کنار بازيگران هاليوود چون "لئوناردو دي کاپريو" و "راسل کرو" و کارگرداني "رايدلي اسکات" ، پيشنهاد جديدي را براي بازي در يک فيلم هاليوودي دريافت داشت.
اين منبع آگاه تاکيد کرد: گلشيفته فراهاني روز سه شنبه براي بررسي اين ‏پيشنهاد تازه عازم هاليوود بود که در فرودگاه از سوي دستگاه هاي ذيربط با حکم ممانعت از خروج مواجه شد.
با آنکه شنيده ها حاکي از آن است که بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي خارجي موظف به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند ، با اين حال وزارت ارشاد تا اين لحظه در برابر خبر بازي گلشيفته فراهاني در يک فيلم خارجي و ممنوع الخروج شدن وي موضعي اتخاذ نکرده است.

خوب همانطور که به ارزش دیگر بازیگران ما بهایی داده نمیشود نباید انتظار بهتر از اینها رو هم داشته باشیم.
اینم لینک تیزر فیلم که میتونین فقط تماشا کنین.بزودی لینک دانلودش رو هم میزارم.
نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

SMS and Funny PICS یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 13:54
چندتا SMS و تصاویر خنده دار گزاشتم.لذت ببرید


هیتلر در آخرین سخنرانی خود گفت: «آختن دوشتن آرمی کیکتن کوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ریپید اشنایدر» یعنی: ارتش آلمان تو ک..ن اونی که اس‌ام‌اس تکراری میفرسته

لبخند راهی است برای زیبا شدن
 …
 …
 …
 تو نیشت رو ببند! فایده نداره

بوش، پس از پایان دوران ریاست جمهوریش: خوب ما دیگه کارمون تموم شد، کس دیگه ای با دستشویی کار نداره؟

shagholam-pic-33.jpg


تا حالا موش به اين نترسی ديده بودی؟

نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

آنجلینا جولیَ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 13:45
سلام... بابا خیلی خوب ببخشید سرم شلوغ بود.دیگه خودتون میدونین دیگه گرفتاری ها رو...
 ببخشید انقدر دیر اپ کردم برای اینکه از دلتون در بیارم زندگی نامه آنجلینا جولی رو براتون گزاشتم...


آنجلینا جولی (۴ ژوئن ۱۹۷۵، لس آنجلسبازیگر و مدل آمریکایی و «سفیر حسن نیت» سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است.

آنجلینا هنگامی که یک سال داشت پدرش جان ویت و مادرش مارچلینا برت رانر (مدل وبازیگر) از یکدیگر جدا شدند.

او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپهای خوانندگانی چون رواین استون، میت لوف، لنی کراویز، انتولینو وندیتیو بازی کرد. اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.در همین میان وی با بازیگر نقش مقابل خود جانی لی میلر ازدواج کرد و 2 سال بعد از هم جدا شدند.

آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.

همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد.در همین سال وی همراه با وینونا رایدر در فیلم دختر از هم گسیخته بازی کرد و توانست جایزه ی اسکار رو نسیب خودش کند. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.زیرا انجلینا بسیار در سفر به افریقا بود و حس مردم دوستی او با اخلاق خوشگزرانه ی بیلی در تضاد بود

پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.

خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

وی در سال 2008 دوباره از براد پیت یک دوقلو (پسر و دختر) حامله شد .

فیلم‌ها


  • یک قلب قدرتمند (2007) (A Mighty Heart)
  • فهماندن نقشه (۲۰۰8) (‎Atlas Shrugged)
  • چوپان خوب (۲۰۰۶) (‎The Good Shepherd)
  • آقا و خانم اسمیت (۲۰۰۵) (‎Mr. & Mrs. Smith)
  • اسکندر (۲۰۰۴) (‎Alexander)
  • کاپیتان اسکای و دنیای فردا (۲۰۰۴) (‎Sky Captain and the World of Tomorrow)
  • داستان کوسه (کارتون) (۲۰۰۴) (‎Shark Tale)
  • ستاندن جانها (۲۰۰۴) (‎Taking Lives)
  • فراتر از مرزها (۲۰۰۳) (‎Beyond Borders)
  • لارا کرافت تامب‌رایدر: مهد حیات (۲۰۰۳) (‎Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life)
  • زندگی یا چیزی چون آن (۲۰۰۲) (‎Life or Something Like It)
  • گناه اصلی(۲۰۰۱) (‎Original Sin)
  • لارا کرافت: مهاجم مقبره(۲۰۰۱) (‎Lara Croft: Tomb Raider)
  • سرقت در شصت ثانیه (۲۰۰۰) (‎Gone in Sixty Seconds)
  • دختر از هم گسیخته(۱۹۹۹) (‎Girl, Interrupted)
  • شکارچی استخوان (۱۹۹۹) (‎The Bone Collector)
  • بازی با قلب (۱۹۹۸) (‎Playing by Heart)
  • آشپزخانه جهنم ( ۱۹۹۸) (‎Hell's Kitchen)
  • جیا (۱۹۹۸) (‎Gia)
  • بازی مقدس (۱۹۹۷) (‎Playing God)
  • عشق است همه آنچه هست (۱۹۹۶) (‎Love Is All There Is)
  • هکرها (۱۹۹۵) (‎Hackers)
  • بدون مدرک (۱۹۹۵) (‎Without Evidence)
می توانید لیست کامل فیلم های اورا درhttp://www.imdb.com/name/nm0001401/ ببینید




نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

يك سري تم واقعآ باهال براي تمام گوشيهاي نوكيا و سني اريكسون به صورت فايل زيپدار!!!!!!!!!!

تم سني اريكسون

"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"

http://rapidshare.com/files/89414386/Sony_Ericsson_Themes.zip.html


"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"

تم نوكيا


"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"

http://rapidshare.com/files/89408757/Nokia_Themes.zip.html


"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"-"





نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

هيث لجرّْ يك تراژدي دردناك ّْ شنبه ششم بهمن 1386 19:46




-----------------
يك روز رسد غمي به اندازه كوه
يك روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است گلم...
در سايه كوه بايد از دشت گذشت
----------------------




هیت‌کلیف اندرو لجر (4 آوریل، 1979 - 22 ژانویه 2008) بازیگر استرالیایی کاندید اسکار بود. او پس از بازی در نقش‌های تلویزیونی در دههٔ 90، شروع به کار در هالیوود کرد که فیلم‌های او هم از لحاظ تجاری و هم از دید منتقدین با موفقیت رو به رو بودند.

گذشته

او در شهر پرث در غرب استرالیا به دنیا آمد. مادر او سلی لجر بل (رمشاو) معلم زبان فرانسه و پدرش کیم لجر رانندهٔ اتومبیل‌‌های مسابقه‌ای و مهندس معدن بود. مادر او منسوب به کلن کمپبل است و پدرش نیز از خانواده‌ای می‌آید که در شهر پرث برای کارخانهٔ مهندسی‌شان معروف‌اند. نام هیت و خواهرش کیت، از روی نام شخصیت‌های اصلی کتاب بلندی‌های بادگیر -هیت‌کلیف و کاترین- اثر امیلی برونته برداشته شده است. هیت اولین تجربه‌های بازیگری‌اش را در 10 سالگی در مدرسهٔ گیلدفورد در نقش پیتر پن تجربه کرد.



زندگی حرفه‌ای

ابتدای کار

او در شانزده سالگی، امتحانات دیپلم دبیرستان را گذراند و از مدرسه بیرون آمد تا به دنبال بازیگری برود و به همراه دوستش تره‌ور دی‌کارلو، تا سیدنی با اتوموبیل رفتند. سپس حدود یک‌سال بعد به شهر خودش پرث برگشت تا در یک مجموعهٔ تلویزیونی به نام شیرین (1996) نقش یک دوچرخه‌سوار هم‌جنس‌گرا را بازی کند.

او در سال 1996، پیش از اولین فیلم‌بلند استرالیایی‌اش به نام سنگ‌سیاه، در یکی از محصولات کمپانی فاکس به نام غرش بازی کرد. در 1999، لجر بازیگر نقش اول فیلم کمدی-تین‌ایجری 10 چیز تو که من ازشون بدم میاد شد و همچنین نقش اول فیلم استرالیایی تحسین‌شدهٔ دو دست بود.


  سال‌های 2000

در فاصلهٔ سال‌های 2000 تا 2005، لجر در فیلم‌های وطن‌پرست، مهمانی هیولا، قصهٔ یک شوالیه، چهار پر،‌ ند کلی،‌ فرمان، و برادران گریم نقش‌آفرینی کرد. در سال 2001، جایزهٔ ستارهٔ آیندهٔ شو وست‌ را برای بازی در وطن‌پرست‌ و به مناسبت اکران جهانی قصهٔ یک شوالیه به دست آورد و در سال 2003، یکی از مردان بازیگر سال استرالیا به انتخاب فصل‌نامهٔ آقایان استرالیایی (GQ Australia) شد.

بازی لجر در سال 2005 در نقش انیس دل‌مار در یکی از مهم‌ترین فیلم‌های آن سال، کوهستان بروکبک، جوایز و نامزدی‌های زیادی برای او به ارمغان آورد. جایزهٔ حلقهٔ منتقدان نیویورک، حلقهٔ منتقدان سن‌فرنسیسکو، و نامزدی در رشتهٔ بهترین مرد نقش اول سال در اسکار و گلدن گلاب از آن جمله‌اند.

استفن هولدن، منتقد سینمایی نیویورک تایمز در نقد خود در مورد کوهستان بروکبک نوشت:

"آقای لجر و جیلنهال (بازیگر مقابل لجر در کوهستان بروکبک) این قصهٔ عاشقانهٔ دردناک را قابل لمس می‌کنند. آقای لجر به شکل معجزه‌آسایی در زیر پوست شخصیت سفت و سخت خود در فیلم ناپدید می‌شود. بازی او به راحتی با بهترین بازی‌های مارلون براندو و شان پن برابری می‌کند."

در نقدی دیگر در مجلهٔ رولینگ استون، پیتر ترورز می‌نویسد:

"بازی چشم‌گیر لجر یک معجزهٔ بازیگری است، انگار که او نقش را از درون خودش کنده باشد. لجر نه تنها می‌داند کاراکترش چطور راه‌می‌رود، حرف می‌زند و گوش می‌کند، بلکه حتی می‌داند که او چطور نفس می‌کشد. دیدن او که بوی پیراهن آویزان در کمد جک را نفس می‌کشد، فهمیدن درد از دست دادن عشق است."

همچنین در سال 2005، لجر در یک نسخهٔ داستانی از شخصیت جووانی کازانوا در مقابل سیه‌نا میلر بازی کرد. این فیلم یک کمدی‌رومانتیک بود که با برخوردهای متناقضی از جانب منتقدان رو به رو شد.

در سال 2006 او از سوی آکادمی هنرهای تصویری (اسکار) برای عضویت دعوت شد و در 2007 نیز یکی از شش بازیگری بود که در فیلمی که با نام "من آن‌جا نیستم" از زندگی باب دیلن ساخته شد، نقش او را ایفا کرد.

در سال 2007، لجر نقش هیولای معروف داستان‌های کمیک، " جوکر" در فیلم شوالیهٔ سیاه (دنباله‌ای بر فیلم بت‌من شروع می‌کند) را بازی کرد. در این فیلم او در مقابل کریستین بل،‌ هم‌بازی‌اش در فیلم من آن‌جا نیستم نقش‌آفرینی کرده است.

او قرار بود در فیلم تصورات دکتر پارناسوس در نقش تونی در مقابل تام ویتس و کریستوفر پلامر بازی کند. این فیلم در زمان مرگ لجر در مرحلهٔ پیش‌تولید بود. همچنین هیت به همراهی الن اسکات، نویسنده و تهیه‌کنندهٔ سوئدی، در حال کار بر روی اقتباسی از روی پیش‌مرگ ملکه اثر والتر تویس بود. این فیلم قرار بود اولین اثر سینمایی هیت در مقام کارگردان باشد.


کارگردانی

هیت لجر قصد داشت قدم‌هایی در زمینهٔ کارگردانی بردارد که حاصل اولین تلاش‌های او در این زمینه، ساخت چند موزیک‌ویدیو به اضافهٔ یک فیلم کوتاه بود. او در سال 2006، ویدیویی برای بن هارپر، و دو ویدیو برای ان‌فا رپ‌خوان استرالیایی ساخت. در جشنوارهٔ فیلم ونیز 2007، او از تمایلش برای ساخت فیلمی از زندگی نیک دریک، آوازه‌خوان انگلیسی که در سال 1974 در سن 26 سالگی به شکل غم‌انگیزی درگذشت سخن گفت. لجر بعداً به عنوان اولین قدم برای شروع کار بر روی این پروژه، فیلم کوتاهی با حضور خودش دربارهٔ یکی از آهنگ‌های نیک به اسم (سگ چشم سیاه) ساخت. فیلم لجر بعداً در یک مجموعه‌ فیلم به نام خانهٔ آن‌ها: بازتاب‌ها در مورد نیک دریک که به یاد نیک دریک تهیه شده بود قرار گرفت.


  موسیقی

لجر یک کمپانی ضبط و تهیهٔ موسیقی را با بن هارپر شریک بود. ویدیویی که برای هارپر ساخت نیز بخشی از این شراکت او در کمپانی بود.

  تصویر عمومی

خبرنگارها

هیت رابطهٔ پرتنشی با خبرنگارها و عکاس‌های مزاحم -پاپاراتزی‌ها- داشت. آن‌ها مدعی بودند که هیت در سال 2004 در سیدنی به یکی از آن‌ها تف و بعد هم حمله کرده بوده، که هیت این ادعا را تکذیب می‌کرد. در ژانویهٔ 2006 و در جریان مراسم افتتاحیهٔ کوهستان بروکبک، پاپاراتزی‌ها به عنوان انتقام، با تفنگ‌های آب‌پاش به هیت و میشل ویلیامز حمله کردند که این اتفاق باعث شد لجر خانه‌‌اش در سیدنی را به قیمت 7 میلیون‌دلار استرالیایی بفروشد.

رسانه‌ها در مورد دیگری نیز با هیت مشکل داشتند. در جریان مراسم اهدای جوایز سالانهٔ بازیگران (S.A.G)، هنگامی که لجر به همراهی جیک جیلنهال بر روی صحنه رفت تا کلیپی از کوهستان بروکبک را معرفی کند، با خنده، طوری متن معرفی را خواند که بعداً این رفتارش از سوی لس‌آنجلس تایمز، به نوعی تمسخر همجنس‌گراها تعبیر شد. لجر بعداً اعلام کرد که این رفتارش صرفاً به علت اضطراب موجود در صحنه بوده، چون تنها چند دقیقه قبل از مراسم به او اعلام کرده بودند که باید جوایز را او اهدا کند و خطاب به روزنامه گفته بود "من متاسفم و به‌خاطر مضطرب‌بودن‌ام عذرخواهی می‌کنم!"

لجر یک بار دیگر زمانی از سوی خبرگزاری‌ها مورد سرزنش قرار گرفت که در مصاحبه‌ای گفته بود که کوهستان بروکبک در ویرجینیای غربی توقیف شده است، در حالی‌که حقیقت این‌طور نبود و فقط یک سینما چنین کاری کرده بود. همچنین او گفته بود که در ویرجینیای غربی تا دههٔ 80، اعدام بدون محاکمه وجود داشته است. بنا بر ادعای مورخان، چنین چیزی صحیح نبوده و آخرین اعدام‌های از این دست در آمریکا به 1931 برمی‌گردند.

زندگی خصوصی

از آگوست 2002 تا آوریل 2004،‌ هیت با نائومی واتس رابطه داشت که با او سر صحنهٔ فیلم ند کلی آشنا شده بود. پیش از آن هم هیت با لیزا زین و هتر گراهام رابطه داشت.

لجر همسر میشل ویلیامز -هم‌بازی‌اش در فیلم کوهستان بروکبک بود. دختر آن‌ها به نام ماتیلدا رز در روز 28 اکتبر 2005 به دنیا آمد و جیک جیلنهال و بیزی فیلیپس، پدرخوانده و مادرخواندهٔ ماتیلدا شدند.

در آگوست 2007، هفته‌نامهٔ آس ویکلی مدعی شد که هیت و میشل به علت وضعیت کاری پرمشغله‌شان از یکدیگر جدا شده‌اند. در آن زمان نه میشل و نه هیت این ادعا را تایید نکردند. در سپتامبر همان سال، پدر میشل در مصاحبه‌ای با سیدنی تلگراف تایید کرد که آن دو از هم جدا شده‌اند.

  مرگ

در روز 22 ژانویهٔ 2008، پیکر هیت در آپارتمانش در طبقهٔ چهارم ساختمانی در خیابان 421 بروم در محلهٔ سوهوی نیویورک پیدا شد. بنابر گزارش پلیس، ترسا سولومون،‌ خدمتکار خانه حدود ساعت 12:30 ظهر به آپارتمان هیت می‌رود و وقتی حدود ساعت یک برای تعویض لامپ حمام به اتاق هیت وارد می‌شود، او را در حالی پیدا می‌کند که روی تخت رو به صورت دراز کشیده و پارچه‌ای سفید تا روی شانه‌اش بالا کشیده شده بوده و خروپف می‌کرده. حدود یک‌ساعت و نیم بعد ماساژور هیت به آپارتمان او می‌آید. تا ساعت 3 هیت از اتاق بیرون نمی‌آید، و به همین علت به موبایل هیت زنگ می‌زند و جوابی نمی‌گیرد. او سپس وارد اتاق هیت می‌شود و شروع به آماده کردن میز ماساژ و بعد هم سعی در بیدار کردن هیت می‌کند. بعد از آن با موبایل مری-کیت آلسن تماس می‌گیرد که شماره‌اش در دفتر تلفن موبایل هیت بوده است. مری-کیت می‌گوید که یکی از افراد محافظش را به آپارتمان می‌فرستد. بعد از این‌که ماساژور دوباره سعی در بیدار کردن هیت می‌کند، به 911 (اورژانس) زنگ می‌زند. ماموران اورژانس اقدامات اولیه را انجام می‌دهند، ولی در ساعت 3:36 بعدازظهر، اعلام می‌کنند که هیت درگذشته است.

پلیس گفته است که داروهایی در حمام خانهٔ هیت پیدا کرده‌اند ولی هیچ نشانهٔ مشخصی که حاکی از خودکشی هیت باشد یافت نشده.

خانوادهٔ لجر، همان روز در جلوی منزل مادر هیت در شهر پرث، نامه‌ای را در حضور خبرنگاران خواندند:

"ما، خانوادهٔ هیت، مرگ دردناک و زودهنگام فرزند و برادر عزیزمان و پدر ماتیلدا را تایید می‌کنیم. او در خوابی آرام در ساعت 3:30 بعدازظهر در اتاقش توسط خدمتکار منزلش پیدا شده است. ما از همهٔ دوستان و مردم در همه‌جای دنیا تشکر می‌کنیم. هیت در طول زندگی کوتاهش بر مردم بسیاری تاثیر گذاشته است، ولی عدهٔ کمی بودند که او را واقعاً بشناسند. او مهربان و عاشق زندگی بود. در حال حاضر هم درخواست می‌کنیم که وضعیت ما را درک کنید و اجازه بدهید که در خلوت خودمان بتوانیم با این اتفاق کنار بیاییم."

در واکنش به درگذشت هیت، همسر سابقش میشل ویلیامز اعلام کرد که شنیدن این خبر برایش بسیار ناگوار بوده و هواپیمایی برای بازگشت از سوئد به آمریکا گرفته است. همچنین کوین راد، نخست‌وزیر استرالیا در واکنش به این خبر گفت "بسیار دردناک است که ما یکی از بهترین بازیگران کشورمان را در اوائل زندگی‌اش از دست دادیم"، نیکول کیدمن مرگ هیت را یک تراژدی نامید و با خانوادهٔ هیت ابراز همدردی کرد، و الن هورن، مدیر و رییس کمپانی برادران وارنر گفت "جامعهٔ هنر استعداد بسیار بزرگی را از دست داد. هیت بازیگری بزرگ و انسانی استثنایی بود."


جوایز


نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

البوم جديد بريتني اسپيرز (Blackout) چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 21:13

خوب اينم آلبوم بريتني
فوقالعاده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





http://rapidshare.com/files/68322054/BS-Blackout-07.rar
نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

هستي جون چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 20:49
هستي خانم آهنگ جوجو رو خواسته بودن!!!

بفرمايين
http://www.4shared.com/file/20686746/58dd04bc/JoJo_-_Too_Little_Too_Late_rapbazi_.html
نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

NEWSSSSSSSS!!! چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 20:0
سلام بچه هاي گوگولي,چطور متورين؟

فرا رسيدن محرم رو به تك تكتون تسليت مي گم.

يك چند تا خبر از هاليووديها براتون دارم.

1.اينكه جوايز گلدن گلاب كه بعد از جوايز اسكار از جمله جوايز مهم هستش كنسل شد و فقط برنده ها رو اعلام كردند.برنده ها رو از اين آدرس مي تونين ببينين.(
http://www.imdb.com/features/rto/2008/globes)

2.بريتني اسپيرز هم ديروز داشته با دوست پسر جوادش كه نمي دونم اسمش چيه راه مي رفته كه عكاسها مثل مور و ملخ ميريزن رو سرشون هي سؤال ميكنن بريتني هم عصباني ميشه و ميگه(GET OUT OF MY FUCKING FACE!) از جلوي صورت لعنتيم گم شين.دوست پسرش هم درگير ميشه و خلاصه هندي بازي! از شوهرشم كه طلاق گرفته فردا هم دادگاه داره تا بچه هاشو پس بگيره!!چند روز پيش هم بردنش آسايشگاه چون بچه هاش با اينكه خونه ي خودش بودن فكر كرده كه شوهر سابقش دزديدشون


3.(اين از همه مهم تره) مايلو ونتيميليا هم كه ديگه انقدر در موردش نوشتم ميشناسين,اين آقاي جيگر با يكي هم بازيگرانش در سريال HEROES كه تو ماهواره از RTL 2 پخش ميشه روابط عاشقانه برقرار كردن.اين دو نفر كه قبل از اين همش خالي ميبستن كه ما فقط دوستيم 2 روز قبل كريسمس اعلام كردن كه اقا بله!اين دو تا 12سال اختلاف سني دارن.مايلو 30 سالشه هيدن پنتيري(Haydan Panettiere) هم 18 سالشه.




4.كيتي هلمز هم گفته من از ازدواجم با تام كروز راضي هستم و دخترمون سوري هم خيلي شبيه باباشه.بچه هاي نيكول كيدمن و تام كروز هم كه پهلوي نيكول زندگي ميكنن تعطيلات رو با باباشون و مادر خوندشون گزروندن.اين بچه ها نيكول كه مامانشونه رو نيكول صدا ميكنن ولي كيتي رو مامان(چه آبرو ريزي)!!!!!!!!!!!!!!
توي اين عكس اون بچه اي كه بقلشه سوري بچه ي خودش و كيتي اون دو تا بچه هايي اند كه با نيكول كيدمن به سرپرستي گرفته بودن.

نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |

Merry Merry Christmas چهارشنبه دوازدهم دی 1386 21:18
سلام بچههاي گل گلاب.كريستمستون مبارك سال 2008 شد و ما هم پير شديم. من براتون تم سني اريكسون k750 گزاشتم اميدوارم خوشتون بياد.

http://gallery.mobile9.com/f/324907
http://gallery.mobile9.com/f/24841/
http://gallery.mobile9.com/f/60829//
نوشته شده توسط صدف  | لینک ثابت |